تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
امروزى به كار ميآمد كه شايد ضحكه‌اش بيش از فائده‌اش بود ! به اين صورت كه قطعه الوارى را كه بر لبه‌هاى يك طرف آن از دو سو پارچه‌هاى زمختى را چين‌هاى فراوان داده چند لا بر آن كوفته بودند از زير چادر آويخته ، طنابى بر آن بسته به يك طرف بام ميرساندند و مرد زورمندى آن را كشيده بنهايت رسانده رها مينمود كه ( هففى ) از آن بادى وزيده ، نسيمى رسيده ميايستاد تا دو مرتبه كه آن را كشيده تكرار بكند . اين نيز از جمله ثواب‌ها بود كه دسته‌اى بالاى بام براى نوبت ايستاده ، يكى خسته شده طناب را ديگرى ميكشيد . اين مجالس در هر وقت و هر كجا داير ميگرديد مورد استقبال مردم واقع ميشد كه به آن روميآوردند ، از اين‌رو همه ساله بتعداد آنها اضافه ميگرديد و به همين نسبت ذاكرين ( خواننده - گوينده ) هاى آن كه زياد ميشدند و بقول خودشان اين دو ماه يعنى محرم و صفر از طرفى ( بهار عزا ) و از طرفى بقول پزنده‌ها ناهار بازار و برّه‌كشان روضه‌خوانها و مداحها و تعزيه‌خوانها بود كه با آن گناههاى سرتاسر سال مردم و بدهىهاى خودشان واريز ميگرديد ! در اين حدّ خاصيت كه اگر مردم گناه ثقلين كرده بودند با يك دخول و خروج و فشاندن قطره اشكى در اين گونه عزاخانه‌ها تميز و شسته و طاهر گشته پاك مادرزاد ميشدند و روضه‌خوانها كه اگر بىخر و اسب و مركب بودند خريده ، بىخانه و زندگى بودند بدست آورده ، خرج تا سال ديگرشان را كنار ميگذاشتند .

حالات متضاد عزاداران

اگر در تشكيل اين مجالس واقعا مردم صاحب عقيده‌اى بودند كه اين كار را فقط بخاطر اجر اخروى و رضاى خاطر اسباط رسول ميكردند ، افرادى هم بودند كه آن را وسيلهء كسب معاش و استفاده قرار داده ، اسباب بزرگى و آقائى خود ساخته ، با تشكيل هر حسينيه كه هر سال معجزات و خوارق عاداتى براى مكان و علم و كتل و علامت « 8 » و چلچراغ و ديرك و ديگر اشياء آن تراشيده ، نذورات جمع ميكردند گذران سال و ماه و سرورى و تفوق و جلال و جبروت و ديگر خواسته‌هاى خود تأمين ميكردند .
هامش
( 8 ) . تيغه‌هاى فولادى را كه شكل و تيزآب داده بر ميله‌اى قرار داده با مرغ‌هاى فولادى و پر و طاقشال و غيره زينت نموده ميان دسته‌هاى سينه زن حمل ميدادند .