مخصوصا چادر بزرگ تكيه دولت كه نقش شيرهاى ايستادهى شمشير بدست و شيرهاى خفتهى خورشيد به پشت كه نور خورشيد از ستيغهاى هلال صورت آنها تتق ميكشيد و نقش طاووسها و گل و برگها و حاشيههاى زيبا و اشعار پرمغز و دلربا كه اهل ذوق و شعر و ادب را مبهوت مينمود از چادرهائى بود كه هر ساله مشتاقان بسيار را بتماشاى خود ميكشيد .
هر چادر را با يك يا چند ستون استوار كرده دامن آنها را با طنابهاى محكم كه به ميخ طويلههائى كه بر پشت ديوارها و جرزهاى مكان آن تعبيه شده بود بسته سرپا ميداشتند كه خود اين چادر زدن از مشاغل مخصوص منحصر به خودى بود كه بايد استادان ورزيده و خبرهكاران تجربه اندوخته بدان دست بزنند ، چه امكان آن داشت باد و طوفانهاى هنگام افراشتن و بعد از آن موجب سقوط و تلف خود و خسارات و تلفات ديگران بشود و غالبا هم اهل اين فن اين كار را افتخارا و براى رضا و خوشنودى امام همام ، ابا عبد الله انجام داده هيچ مزد و منتى نميپذيرفتند و آن را نوعى ثواب و عملگيش را در راه امام حسين توشهء آخرت مىدانستند .
حسينيههاى خصوصى كه از طرف رجال و بزرگان برپا ميگرديد با خرج خود آنها برگزار ميشد و حسينيههاى وقفى و مساجد را اهالى و مردم باعث و بانى شده داير ميساختند و اين ترتيب بود كه قبل از شروع يعنى يكى دو ماه بمحرم مانده هر كس وجهى به ناظم حسينيه يا صندوقدار آن پرداخته ، يا تعهدى نقدى و كارى و جنسى كرده ، روضهخوانى شروع ميگرديد و در ضمن آن نيز بود كه هر كس بفراخور حال خود روزانه چيزى مانند چاى و قند و ذغال و تنباكو و يخ و آب و مثل آن را تقبل نموده آن را تكميل و بهتر ميساختند .
تكيهء هر محل در اين زمان از اماكنى بود كه از حيث زينت و آرايش واقعا به حد افراط و مبالغه ميرسيد ، زيرا اين عزاخانهها كه از ابتدا هر يك بنام محل خود تأسيس شده بود هر غرفه و طاقنماى آن را سرشناس و سرجنبانى سياهپوش مينمود كه سبب چشم همچشمى شده و همين چشم همچشمىها و خودنمائىها و لوطىبازىها هم بود كه هر يك را بر ديگرى ممتاز ساخته ، تا آنجا كه گاهى آن را از حيث آئينه و چراغ و عكس و شمايل و قالىكوبى و كتيبهبندى و گوى و قنديل و چراغ و آويز و لاله و غيره از صورت عزاخانه خارج ساخته به قيافهء حجله خانه درآورد ، و اين تكيهها عبارت بودند از : تكيهء دباغخانه . تكيه حمام خانم . تكيه در خوانگاه . تكيه پاچنار . تكيه پاتحتار . تكيه سرتخت . تكيه ملك آباد . تكيه حمام نواب . تكيه
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٣٦٠