شرايط را در خريد چارپا به كار ميبردند ، به اين حساب كه جنسش از چه نژاد و رنگ و رؤيت و سن و تركيب و جوانى و پيرى ، جست و خيز ، كمخورى و پرخورىاش چگونه باشد ، كه از آن جمله بود شرايط زير كه :
اولا حيوان خوش سيما و خوش منظر و جوان و صحيح الاندام و متناسب العظام و فربه و بانشاط بوده باشد . دوم ، دندان كوچك پيوستهى سفيد داشته باشد . ديگر لب زيرينش كلفتتر از لب زيرينش باشد . بينىاش دراز و منخرينش گشوده بوده باشد . پيشانيش وسيع باشد و در اسب گوشهايش كوچك و در الاغ بزرگ و بلند بوده « 117 » و فاصلهء ميان آنها بسيار و با برآمدن جزئى صدا آنها را بالا گرفته هوشيار بوده باشد .
چشمانش درخشان و نافذ و گردنش كلفت و كوتاه و سرينش بزرگ و مويش كوتاه باشد . سمش سياه و بزرگ و گرد و پاهايش بلند و سينهاش فراخ و شكمش كوچك و وسط دو پايش گشاد و دمش زبر و بيخ دمش باريك و اگر نر است خايههايش سياه و اگر ماده است فرجش فشرده بوده باشد . چشم و مژهاش سياه و رنگش پررنگ و شفاف و دائم جنبش و بيقرار و زود حركت و دير توقف بوده باشد ، بعلاوهء سفيدى رنگ كه از بهترين رنگها براى حيوان ، مخصوصا مركب به حساب ميآمد كه يمن و شگون همراهش ميبود ، و بعد از آن خاكسترى و ابلق و سرخ و بدترين رنگها رنگ سياه يك تيغ بود كه در آن خال و نقطه و رنگ ديگرى داخل نشده باشد و چهارپاى سفيد يك دست بود كه به بالاترين قيمت در معرض معامله قرار ميگرفت و بعد از آن به نسبت چاقى و لاغرى و بدرنگ و خوشرنگى و پيرى و جوانى و زشتى خوشگلى و سلامت و عيوب و علل بود كه قيمت يا نقصان قيمت پيدا مينمود و از جمله عيوب حيوان بود : بدصورتى ، سركشى ، تندخويى ، عادت گاز و لگد ، كرى ، كورى ، تنبلى ، رموكى ، آبى چشمى ، سرخ چشمى ، كمان پايى ، سم سائيدگى ، لنگى ، شلى ، كج روى ، لبآويختگى ، آويختگى آلت ، پا به غير جاى پا گذاشتن ، عرعر و ضرطه ، كه هر عيب موجب نقصان مبلغى از قيمت آن ميگرديد . تا خر و يابوهاى از كار افتادهى غير سوارى كه براى خاككشى و توبرهكشى و هيزمكشى دور كوچهها و گارىكشى خريد و فروش ميگرديد . خر و اسبهايى كه ديگر به درد سوارى نخورده به كار باركشى ميآمدند ، در اين
هامش
( 117 ) . در تأييد نام اين حيوان كه به ( درازگوش ) معروف مىباشد .