نبوده به صورت پاركينگ اتومبيل و مركز زبالهء جنوب درآمده است .
اين ميدان در محوطهاى حدود چهار پنج هزار متر مربع مساحت بود كه فاقد هر گونه دكان و حجره و سقف و سبات و مانند آن بود و فقط ديوارهاى كاهگلى خانههاى اطراف آن ديده ميشد و مشتى جمعيت باكاره و بيكاره و دلال و خريدار و فروشنده كه داخل گاو و گوسفند و اسب و الاغ ميلوليدند .
بعد از درشكه و گارى و واگن اسبى و كالسكه و دليجان كه مورد استفادهء طبقات مخصوص قرار ميگرفت ، چهارپايان يعنى اسب و شتر و قاطر و الاغ تنها مركب سوارى و وسيله باركشى مردم به حساب ميآمد و جهت رونق بسيار آن هم بود كه هميشه اين ميدان مملو از حيوانات و خريدار و فروشنده بود و بيكارهها و گدايان و سادات و فقرا كه در آن جهت انتهاز فرصت ، با گفتن مبارك باشد بخريداران و ( تلكه ، تسمه ) « 116 » ، زيادتر از معاملهگران ديده ميشدند .
كلمهى ( مبارك ) و جمله ( مبارك باشد ) و از اين قبيل دلخوشى مردم بود كه تا اين لفظ بگوششان نميرسيد آن شئ يا آن مال بدلشان نميچسبيد اگرچه به نصف قيمت خريده باشند و مبارك باشد فروشنده و اطرافيان بود كه مال را دلنشينشان مينمود ، هر چند گرانتر از قيمت ابتياع ميكردند ، مخصوصا در جهت مركب و همين رگ خواب مردم هم بود كه گدايان ، مخصوصا سادات متكدى را كه مبارك باد گفتن آنها صد برابر مبارك غير سيد ( عام ) بود زيادتر از همه جا به اين مكان ميكشيد .
شرايط مركب
اگر امروزه در خريدن اتومبيل به نوع كارخانه و سابقهء كار و مدل و سيستم و رنگ و تودوزى و راحت صندلى و مصرف سوخت آن توجه ميكنند و در دست دوم به نداشتن روغنسوزى و جاخوردگى و تصادف و كاركرد ( كيلومتر ) و داخل و خارج آن نظر ميافكنند ، آن روز همه اين
هامش
( 116 ) . بند شدن - جيبكنى - تكدى