ديگر بنام ميدان كهنهفروشها كه اولى مخصوص كاه و ينجه و هيزمفروشها و در دومى رخت كهنهفروشها اجتماع مىكردند كه كمكم با كسبهى ديگر مخلوط شده به صورت بازار يا ميدان مكاره درآمده بود .
اشياء مورد معامله اين دو ميدان عبارت بود از : كاه ، ينجه ، خسير ، جو ، گندم ، همچنين هيزم ، ذغال و در قسمت دوم : رخت كهنه ، گيوه كهنه ، كلاه كهنه ، پيراهن ، فرنج شلوار پارهء سربازى ، كفش كهنه ، گالش كهنه ، شال و عبا پاره ، لامپا شكسته ، سماور سوخته ، شيشه خرده ، نان خشكه ، ساك ، فانوسخه ، قمقمه ، قطار فشنگ ، پوتين ، چكمه كهنه نظامى ، آهن پاره ، چدن ، مفرغ شكسته ، انواع شيشههاى بزرگ و كوچك عرق و شراب و دارو ، سرچپق و حقه وافور شكسته ، انواع ساعتهاى بغلى و ديوارى اسقاط ، ساز و ضرب و كمانچه شكسته ، انواع چرخهاى خياطى ، دستى و پائى از كار افتاده . صندوق و مجرى « 110 » بىدر و پيكر و بىچفت و ريزه ، صندوق جعبههاى از هم گسسته ، اطوهاى بىدسته ، چراغ زنبورىهاى بىشاخهء تلمبه ، كولهپشتى ، پتوهاى كهنه گسسته و فرسوده ، گليم پاره ، نمد پاره و تكه قالىهاى از هم در رفته . اسباببازىهاى شكسته ، خر مهره و مهره بدلى ، دندان عاريههاى شكسته كه از مردهشوخانهها جمع شده بود . دانههاى ارزشمند و بىارزش مانند كهربا و عقيق و تسبيح و دانه تسبيحهاى جوراجور اصل و شيشهاى ، پيچ و مهرههاى زنگ زده ، كلاه گيسهاى مو ريخته ، انواع قوطى حلبىهاى بىمصرف . توپ پاره و تيله شكسته ، ابزار قراضهء اتومبيل مانند شمع و دلكو و غيره . تكه پارههاى دوچرخه امثال تنه و دو شاخه و ركاب شكسته ، چترهاى دريده و عصاهاى سر و ته شكسته . فكل كراوات پارهء رنگ و رو باخته . عينك بىشيشه و دوربينهاى بىذرهبين و آنچه را كه فقيرترين مردم از آن چشم پوشيده دور انداخته بودند .
جمعآورى اين اشياء بوسيله دورهگردهاى حلوافروش به عمل ميآمد كه آنها را با حلواجوزى و حلوا ماماجيم جيم مبادله كرده به اين ميدان ميكشيدند و كوچهگردها و خاكروبهكشها و خاكسترنشينها كه آنها را از ميان گل و خاك و خاكروبه و زباله بدست آورده در اين مكان به چيزى به فروش ميرساندند ، و بعد از آنها بساطىها و دكاندارهاى آنجا كه
هامش
( 110 ) . جعبهء كوچك اسباب بزك .