خسر الدنيا والاخرتتان بكنند !
شيخ ابراهيم خراسانى
يكى ديگر از گويندگان شيخ ابراهيم خراسانى بود كه با زبان گيرا و اطلاعات وسيع و افكار روشن غير منبرى مخصوصا از كسبه اين بازار تنقيد مينمود كه البته نه بفحواى كلام شيخ مرتضى بلكه در كمال جسارت و تحكم و بىپروائى و ركگوئى و گاهى دشنام و ناسزا اين مرد كه در منبرها بازارىهاى دغل و زاهدان ريائى و عابدنماها را بدشنام ميگرفت ، چندان در اين كار مبالغه مينمود كه به دفعات مورد شتم و ضرب مخالفان قرار گرفت و دو سه نوبت ريشش را تراشيده خانه نشينش كردند اما هرگز اختيار زبان نتوانست داشته باشد و همچه كه مستمسكى مييافت تاخت و تاز را شروع مينمود .
از جمله كه زمانى آن دسته از مأموران دولت را كه بخاطر جيبكنى توليد مزاحمت براى مردم ميكنند را مخاطب دانسته كارشان را بدتر از پااندازى و نانشان را بدتر از نان دلالى محبت دانسته ، در اين استدلال كه پول آن دسته از رضا و رغبت و توليد نشاط ميان افراد حاصل و از اينها از مردمآزارى و چزاندن و درآوردن آه و اشك خلايق مىباشد ، تا آنجا كه دست رد بسينهء هممسلكهاى خود كه يك قطره اشك براى امام حسين را پاكنندهء گناههاى ثقلين ميدانستند نزده ، ميگفت همين حرفهاى شماست كه باعث اينهمه خرابى و بدذاتىها و تقلبات و مردمآزارىها شده ، خر واماندهى معطل چش را وادار به خالى كردن شانه از زير بار مسئوليت آدم شدن و مردمدارى و رحم و مروت انسانيت مىكند ، تا آنجا كه اكثرشان را بيسوادانى ميدانست كه از آشفتگى و بىسر و سامانى حوزههاى علميه توانسته با چهار ذرع ململ آخوند بشوند ، و چون اعتراضشان ميشنود ، روزى پس از دلايل و بيّناتى كه بر سخنش ميآورد ، ميگويد همين ديوثى را كه من گفتم و شماها بريش خودتان گرفتيد يك نفرتان بلند شده بگويد آن را باسين يا ث ، يا صاد مينويسند و به چه كسى اطلاق و در چه موارد به كار ميرود ؟ !
داغ پيشانى
همچنين دربارهء داغ پيشانى كه نوبتى منبر خود به آن اختصاص داده ميگويد از جمله دامهاى