پتك كارى آهنگرى از كارهاى دشوار بود كه علاوه بر زور و نيروى بدنى تمرين و مهارت و تجربهى بسيار لازم داشت و مقدم بر همه فرود آوردن آنها بود كه پشت سر هم و يك حالت و يكنواخت چرخانده پائين بياورند كه در غير اين صورت پتكها بر روى هم يا غير محل فرود آمده آهن را از اختيار انبر استاد بيرون آورده موجب جهيدن و بسا خطرات مىگرديد .
اين پنج نفر غالبا خاصه در فصول گرما از كمر به بالا عريان و بدون تنپوش كار ميكردند و فقط با قطعه چرم يا تيماجى كه بكمر ميبستند پائين بدن خود را از جرقههاى آهن محفوظ ميداشتند و اين همان چرم پارهها بود كه بيننده را به ياد داستان كاوه آهنگر مىانداخت .
اشياء محصول اين دكانها عبارت بود از : بيل و كلنگ بنائى . بيل ( اسپره ) « 37 » دار باغبانى و شنكش . ديلم و قلم و چكش سنگتراشى . سيخ و كفگيرك نانوائى . انواع زنجير كلفت و نازك جهت مصارف مختلف براى آويختن چلچراغ و چراغ و گوى و قنديل و افسار ، دهانهى شتر و قاطر و گردن سگ و زنجيرهاى چاروادارى و جيب « 38 » . منقلهاى بزرگ و كوچك اسفند و كرسى و ترياك و انبر و سهپايه . حوّسم تغار « 39 » تراش و كجبيل و دو شاخهء بتهگذارى ، ساج « 40 » نانپزى ، شائين ترازو ، كفههاى بزرگ و كوچك و سرطاس « 41 » ، قپانهاى اهرمى « 42 » سنگ قپان و ترازو ، پايههاى نيمكتهاى قهوهخانه ، دريچهى در راه آب و پنجره و طارمى ، نعل اسب و الاغ ، قطعات آهنى گارى و درشكه و كالسكه و دليجان ، مانند توپ و تسمهى دور چرخ و فنر و اهرمهاى كروك و مالبند ، انواع حلقه و بست و قلاب ،
هامش
( 37 ) . جاى پائى كه از چوب بر روى بيل كار گذارند . بيل جاى پادار براى فرو بردن به زمين .
( 38 ) . زنجيرهاى ظريفى جزء اسباب جيب مخصوصا براى داش مشديها و خرسوارها - زنجيرى كه ضمنا بجاى حربه به كار نزاع ميآمد .
( 39 ) . كفگيركى براى تراشيدن خمير دور ظروف خمير مانند لوك و تغار .
( 40 ) . چيزى مانند سپر از آهن كه روى آتش گذارده خمير را روى آن انداخته نان بپزند .
( 41 ) . بيلچه مانندى تو گود دستهدار براى برداشتن اجناس و امتعهء بقالى عطارى علافى مثل حبوب و آرد و بلغور و شكر و فلفل زردچوبه و دانهجات و ذغال و خاكه و هرچه مثل آن .
( 42 ) . ميلهاى مدرج كه بر سه پايه چوبى آويخته بار را بر يك قلاب و وزنهاى بر يك قلابش آويزان كرده وزن اجناس نمايند .