اين خاصيت كه اگر دمهاى دستى فرد مخصوصى براى دميدن لازم داشت در دمهاى عمودى اين محدوديت از ميان رفته ، مخصوصا در آهنگرىهاى كوچك كه كارگر پاى كوره مىتوانست ، هم به كار كوره و وظايف خود رسيده ، هم با پا ، دم را دميده ، خود يا استاد را از اجرت دم كار معاف بكند . جداى از اين نيز كه پسر بچهء ده دوازده سالهء بىمزد يا كممزدى همين كار را انجام بدهد ، از آنجا كه نصف زور دم بعهدهى وزنهى آن گذاشته شده بود .
خوراك اين كورهها پوكه ذغال سنگهاى سوختهى بخارىهاى منازل اعيان و مدرسهها بود كه آشغال جمعكنها از ميان خاكروبهها به دست مىآوردند كه با اندكى نسوخته مخلوط مىگرديد و مواد اوليهء كار آنها قراضه آهنهائى بود كه آنها را نيز همان آشغال جمعكنها يا دورهگردها فراهم مىكردند « 36 » . تكه پاره آهنهائى از قبيل بعضى وسائل اوراقى اتومبيل ، مانند گلگير و بدنه و شاسى و بيل و كلنگ شكسته و تارمى ، پنجره كهنه و نعل و ميخ و ميل و امثال آن كه آنها را در كوره تابانده با پتك و چكش بهم كوبيده يكپارچه و يك جهت كرده ، سپس به اشكال مختلف درمىآوردند .
بعد از دم كه در بلندى قرار داشت و كوره كه در يك ذرع ارتفاع از زمين قرار گرفته بود و دودگير و دودكش بالاى آن كه دود را از سقف بيرون مىفرستاد ( سندان ) بزرگى بود كه وسط دكان بر روى ( كنده ) اى كار گذاشته شده بود و استاد و چهار كارگر آن را اداره مىنمود ، به اين ترتيب كه استاد آهن گداخته را از كوره كه آماده شده آذرخش از آن مىجهيد با انبر گرفته بيرون آورده روى سندان مىگذاشت و با ( چكشدست ) ضربهاى بر نقطهاى كه مىبايست فرود مىآورد و پتكداران همان نقطه را در نظر گرفته پتكها را بر آن مىكوفتند ، همچنين چكش استاد كه علامت و راهنما بود و پتكهاى منظم كارگران كه با نظم خاص و آهنگ و فشار معين ، يك گام و يك فشار يكى پس از ديگرى فرود مىآمد ، تا آهن نيمه شكلى گرفته براى تكميل دو مرتبه به كوره مىرفت و در فاصلهء گرم شدن مجدد بود كه آهن ديگر بيرون آمده روى سندان مىنشست و كار ادامه مىگرفت .
هامش
( 36 ) . اين تكه پارهها را معمولا حلوافروشهاى دورهگرد به دست مىآوردند ، به اين صورت كه حلواهائى در سينى بر سر نهاده با آواز داد مىزدند : ( آهن و نعل پاره بيار حلوات بدم . اروسى كهنه ، گيوه كهنه ، سماور شكسته ، لحاف پاره ، گليم پاره بيار حلوات بدم ) و مبادله مىكردند .