نظامى ) هاى اوائل پهلوى نيز مردم آن را به كار ميبردند و آن سه شيپور از بعد از غروب تا سه ساعت از شب رفته براى فرستادن مردم بخانهها بود كه هر يك ساعت يك بار كشيده ميشد ، به اين قرار كه ساعت اول مفهومش ( جمع كن ، جمع كن ، يا ورچين ورچين ) بود و شيپور دومش ( بدوبخانه ، بدوبخانه ) و شيپور سوم ( بگير و ببند ، بگير و ببند ) كه ديگر كسى نبايد در كوچه و بازار ديده شود و هر گاه هم كسى ديده ميشد گرفتار و توقيف ميگرديد .
اين شيپورها و بگير و ببندها تقريبا در تمام حكومت قاجاريه برقرار بود كه از دو سه ساعت از شب گذشته كسى نبايد از خانه بيرن مانده اسباب ناراحتى خيال و مزاحم خواب و آسايش اهالى ( اندرون ) بوده باشد . ! تا بهم خوردن داروغه خانه و گزمه و شبگرد و تبديل آن به ( قراولخانه ) با قراولان نظامى و گشتىهاى سرباز كه از زمان محمد عليشاه باب شده تا بعد از كودتاى 1299 برقرار بود و از آنها نيز تعريفها ميرسيد .
قراولخانه
قراولخانهها دكانهاى دو نبش هر كوچه و گذر بود كه متعلق به هر كس بود دولت محمد عليشاه گرفته مشتى سرباز در آن ريخته قراول خانه كرده بود . اين قراولخانهها اسما جهت نظم شهر و رسما براى سركوبى مشروطهخواهان در چهار محلهء تهران برپا گشته بود ، اما عملا هر يك با بيست و چهار سرباز كه در دو نوبت كشيك ميدادند براى آزار و اذيت مردم كه هيچ چيز اهالى از دست آنها نميتوانست در امان بوده ، از مال تا ناموس مردم مورد تجاوزشان قرار ميگرفت و عصمت هر كس را اعم از پسر و دختر و زن و مرد در آن كشيده مورد تجاوز و تعدى قرار ميدادند ، حتى در روز روشن كه به هيچ چيز مردم ابقا نميكردند .
كافى بود كه نام مشروطهخواه يا مخالف شاه بر او بسته او را بقراولخانه بكشانند و در آنجا ديگر خدا حاكم بود تا چه بلا بر سر گرفتار بياورند . مأموران اين قراولخانهها سربازان ( سيلاخورى ) بودند كه در شبهاى فراغت يعنى ( غير كشيك ) مردم را لخت ميكردند و روزها طبق گوشت و ميوه بر سر گرفته ( نسيهفروشى ) « 24 » ميكردند و مواقع كشيك هم كه هر يك
هامش
( 24 ) . سربازان دولتى تماما شغلهاى دومى نيز داشتند ، كه وسيلهء امر معاششان بود . از جمله گوشت و ميوه و نان كه دور دكانها مىآوردند و از آنجا كه كسى با نوكر دولت معامله نمىنمود براى جلب مشترى اجناس خود به نسيه مىفروختند .