تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
مريد را چشم و گوش و زبان بسته و پا و دست در غل و قيد در اختيار مراد بگذارد . تكاليف و وظايفى كه اولين و دومين آن رافع حاجات و برآورنده‌ى مقاصد مرشد بوده با آن بزرگى و كامروائى داشته باشد و سومين آن كه نهان نداشتن اسرار باشد همان كه بخاطرش دولت‌ها و اجانب و سفارتخانه‌ها سرمايه‌گذارى نموده ، از كم و كيف واقعات و زير و بم پوشيده‌ها و آيند و روندگان به خانقاه كسب اطلاع بكنند . از آن سو براى اغفال و دلخوشى و اطمينان مريد اين تكاليف كه براى مراد يعنى خود معلوم بكند ، مانند رازدارى . پرده‌پوشى . نگريستن استطاعت مالى و بدنى مريد در رياضات و خواستن‌ها و اجراى فرامين . حفظ حرمت و آبروى مريد . طمع به مال و خدمت مريد نداشتن . معايب او در حضور ديگران به زبان نياوردن . تنبيه و تذكرات به وى به صورت كنايه و تمثيل و مثل ، نه بطور مستقيم نمودن و دادن و امثال اينها ، كه اگر براى مريد دوست و محرم و همدل و همراز و مدد و راهنما و دستگيرى باشد همان مرشد و مراد باشد و هيچ كس ديگر ، اضافه بر آن كه كسب فيوضات دنيوى و اخروى ذيقيمتى كه از هيچ منبع ديگر نميتواند بنمايد آورده از او تحصيل مىكند ! همچنين كلمات دو سه پهلو ، به مهار كردن و در اختيار داشتن مريد و منحرف نمودن فكر وى از سوءظن و بدگمانى و جلوگيرى از هر گونه فضولى دربارهء مراد كه جزو شرايط سالك ، يعنى رهرو شاگرد و مريد معلوم شده بود . منحرف نشدن از جادهء اسلام و شرع . با طهارت و وضو بودن دائم « كه تور و حلقه‌ى دام از همين دو تكليف كه قدسيّت و رو بجانب اسلام و شريعت داشته جلب اطمينان مينمود پهن و گشوده ميگرديد ! » كناره‌جوئى از هر گونه كار و شغل و عمل و اين كه خلوت اختيار نموده ذاكر حق بوده زبان جز از ذكر حق بند بكند . ؛ « يكى در نظر اصلى خود نابودى و مبطل و بىسود و خاصيت شدن و ديگر گاو عصّار بودن از خانقاه به خانه و از خانه به خانقاه و اين كه مبادا مكانى مفيد ديده ، سخنى هشياركننده شنيده ، پا از انقياد سست بكند » . اجتناب از اكل و شرب و لباس مشتبه داشتن . اعتدال در زندگى و پوشاك و خورد و خوراك . روزه‌دارى اكثر اوقات و قبول گرسنگى ؛ « در خاصيت تحليل قواى جسمانى و فكر و شعور و مستعد وهم و خيالات بيهوده