از قبيل امرا و وزرا و شاهزادگان و تجار و سرمايهداران بزرگ را جذب ميكردند ، و بعضى كه داشتن رابطه با روحانيون و جنيان را مدعى بوده قبولى خواهندگان ارتباط با ايشان مىنمودند و برخى كه معرفى خود به داشتن تسخيرات ، از تسخير جن « 6 » و انس ، تا تسخير ماه و آفتاب و ستارگان ميكردند ، در تعريف كارهاى فوق تصور كه از اينان آمده تسخيركننده را مالك و فرمانده هر جاندار و بىجان مينمود !
پس از اينها داراى گنجنامهها و متصرف به كانها و معادن طلا و نقره و گنجها و نهانىها كه معرفى به داشتن موكلين آنها ميشدند ، كيمياگران و سيميا و ليميا . . . دانانى كه هنوز و در زمان ترقيم اين رقوم دو خانه از آنها يكى خانه ( جهانبانى ) در گذر پاچنار ، و يكى خانهء ( تعاطى ) در ( كوچهء ارمنىها ) واقع در بازار حضرتى مشترى داشته خواهان ميكشيد .
خانههائى مانند قمارخانه كه هر كس ميتوانست صيدى بدام انداخته بدانجا بكشد ده يك و ده دوى از عوايد آن را صاحب ميگرديد و چه دولتمندان و صاحب سرمايهها و اسم و رسمدارهائى كه بطمع دست يافتن ، در آن خانهها هستشان نيست شده به گدائى افتاده مىافتادند . خانههائى كه مناظرشان از اجتماع در آن از معلمين و متعلمين و كوره و دم و ( بته ) « 7 » و سنگ و مس و برگ و گل و ريشه و مواد و داروها و وسائل گوشه كنار آن مانند ( زيبق ) و ( كبريت ) و ( نوشادر ) و ( زرنيخ ) « 8 » در خواص عناصر چهارگانهى آتش و آب و باد و
هامش
( 6 ) . جنيان را بفرمان آوردن و شياطين را باطاعت آوردن و همچنين ديگر تسخيرات در نام خود به همين صورت .
( 7 ) . وسيلهاى گلدان مانند ، از گل نسوز جهت ذوب فلزات ، در اندازههاى مختلف از قامت و جاگيرى نمكپاش كه به كار زرگرها مىآيد ، تا خمچه و خم مانندى كه مورد استفادهء ريختهگرها قرار ميگرفت .
( 8 ) . اسامى چهارگانهء مواد كيمياگرى ، زيبق آن در معنى جيوه ، و كبريت آن بمعنى گوگرد و ياقوت احمر و زرسرخ و نوشادر و زرنيخ كه شناخته شده مىباشد و درخواستن مواد آن از طالب كه زيادتر از همه تكيه به روى كبريت در اسم دوم و سوم آن كه ياقوت و طلاى سرخ بود ميكردند .