مثل آن ميدادند . قرصها و شيافهائى كه براى قولنج و يبوستهاى مزمن ميدادند . داروهائى كه براى زخم روده و زخم معده و مثل آن ميدادند روغن عقرب ، روغن تخممرغ ، روغن موم ، موميائى ، روغن بلسان ، روغن پشكل كه براى بريدگىها ، سوداها ، جربها ، درد استخوانها ، زخمهاى صورت و پشت گوش ( رشكا ) ، شكستگىها ميدادند . بعلاوه داروهاى مقدماتى جهت شب و نصف شب كه مردم دسترس به طبيب و عطار و دواخانه نداشته باشند ، خانهدارهاى خيرخواه كه آنها را سالانه تهيه و آماده نموده ، در شيشهها و قوطىهاى دربسته نگهدارى كرده در اختيار مردم ميگذاشتند مانند : گل گاو زبان ، گل بنفشه ، ترنجبين ، نيلوفر ، گل خطمى ، چهارگل ، چهارتخمه ، بهدانه ، شكرتغاز ، انجبار . و عرقهاى امثال : عرق بيد ، عرق نعنا ، عرق بيدمشك ، عرق گاو زبان ، چهارعرق ، عرق كاسنى ، گلاب ، نبات ، شكرسرخ ، و امثال اينها كه نيز مفت و بلاعوض بود كه جهت جلب خير و دعاى خلق و ثواب آخرت به كار ميآمد ، يعنى دواهاى روشن شناختهشدهى معلوم كه همه كس مورد استعمال آنها را دانسته با آنها پيش خود ، خود و مريض خويش را مقدمتا يا قطعا درمان مينمود ، به اين معنى كه اگر كسى نيمه شب دچار دل درد ، يا قلب درد و امثال آن شده بود اگر از سردى بود نبات آب سرد ، يا نبات داغ ، يا نبات و عرق نعنا ، يا گل گاو زبان نبات و قند بيدمشك و مثل آن و در ثقل و رودل تنقيهء گل خطمى و ترنجبين و در سرفه و سينه درد لعاب بهدانه و شكر تغار و هر درد با دواى خود او كه هم درد و هم دوا معلوم همه بود علاج ميگرديد .
تحصيل علم طب
طب و تحصيل آن به سه صورت انجام ميگرفت ، نخست مطالعه و آموزش آزاد ، با سر در كتابهاى مربوط به آن كردن و تجربه ، از طريق خود و دوستان و اطرافيان . دوم طلبهگى و زحمت استاد كشيدن و دود چراغ خوردن در مرور دستورات استاد و نوكرى و شاگردى طبيب . سوم طبابت از طريق ميراث كه طبيبى مرده پسرش يا شاگردش بر جايش نشسته بود و به ارث بردن يا در اختيار داشتن كتاب و يادداشتهاى حكيم متوفى كه بهترين سند اطلاع و محكمترين گواهينامهى طبابت او بشمار ميآمد .
درباره طبّ ميراثى بايد گفته شود پسر بزرگ هر طبيب وارث حقيقى و حقوقى او بود كه بجاى پدر بر مسند طبابت مينشست اگرچه اندك اطلاعى از علم پدر بدست نياورده بود !