تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
لذا نيكوترين حفظ از خطر بدنامى آن كه پا در اماكن بدنام ، اگرچه معبد و مانند آن باشد نگذارند ، و در پرس‌وجوى كوچكترها و متعلقات كه با كه معاشرت و با كه نداشته باشند و به كجاها رفته ، از كجاها پرهيز نمايند ؟ اين كه از هر كس سابقه‌ى حسنه نداشته ، از اماكنى كه آشنائى با كم و كيف آن ندارند دورى بجويند ، همراه اين قصه كه بچه روباه از مادرش پرسيد به چه صورت به روستاها براى مرغ‌دزدى و مثل آن برود كه از گزند روستائيان در امان بماند ؟ و مادرش جواب داد بهترين دستور تو آنست كه اصلا پا به روستا نگذارى و از همه‌شان ترسانده كل دوست و معاشر را مار در آستين و غير خانه و منازل بستگان را دامگاه انحراف جوانان ميخواندند . همچنين از نصايحشان اين كه : ( در دروازه را مىشود بست در دهن مردم را نميشود بست ) و نبايد كارى كرد و طورى رفتار نمود كه دهن مردم به عيب و ايرادش باز شود ، كه چندانكه گشوده شد بستنش غير ممكن مىباشد . و ديگر اين كه : ( زبان گ . . . . . بدتر از پايين گ . . . . . مىباشد ) ، در اين معنى كه بدنام شده رسواتر و بىآبروتر از بدفعل شده مىباشد ، و از همين تجربيات بود كه دورى از بدى را گام به طرف خوبى ميدانستند و براى دور بودن از بدى اين دستور كه به همه مشكوك و بدگمان بوده ، همه را بد و خراب و خوفناك و نامطمئن و غير امين بدانند و اين خاطرنشان كه هيچكس از مادر بد و ضايع و نانجيب و زشتكار نيامده ، الا اين كه از همنشين دريافته است ، و در شناخت افراد اين كه به دوستان و معاشرينشان نظر افكنند ، كه با چه كسان قرين و در حشر و نشر ميباشند ، از آن كه طبع هر كس ميل به همجنس و همعقيده سليقه مينمايد و در احساس ناهمرنگى و خطر ، تا عقبات ناراحت‌كننده نداشته باشد به مدارا و نامحسوس قطع رابطه نمايند ؛ و در اين بابت نيز تا مزاحمت و حرف و سخن و احيانا خطرات بعدى نداشته باشند ، از ابتداى دوستى با رفت‌وآمد خود ايشان را چنان عادت دهند كه اين اوست كه موظف رفتن و مكلّف به جويائى حال و سركشى به آنها بوده ، نه آنها كه بايد بسراغ وى بيايند ، در اين خاصيت كه هر زمان نخواست و صلاح خود به قطع مراوده نگريست با پا كشيدن و دو سه نوبت غيبت ، خودبخود قطع رابطه شده بىآنكه زيان و مضرتى دنبال داشته باشد ، و در حفظ خود و جان و مال و عرض و ناموس و بطور كلى مصونيت از خطرات اين بيت كه به ذهن كوچكترها برده سرلوحه‌ى جميع دستوراتشان در زمينه‌هاى فوق ميخواندند :