تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
شاگرد نجار رنده و اره ميسپرد كه بايد اضافه بر ديگر كارها كه وقت سئوال و جواب نداشت حواسش جمع اين گروىها هم بوده باشد ، تا هر كدام را در جائى گذارده ، اشياء مردم را قاطى نكرده موقع تحويل ، مال اين را به آن و مال آن را به اين ، مثلا مشته‌ى اين شاگرد كفاش را به آن و قيچى آن خياط را به اين نداده باشد « 81 » و در ميان اين ازدحام هم كه عرق پيشانى خود را گرفته اخ و تفش را كه دهانش از ( سق زدن ) « 82 » خشك شده بود بيندازد و آتش كوره را تند و كند كند و ديزىهائى را كه در حال سر رفتن‌اند آب در دهان گرفته ( پف نم ) « 83 » زده از جوشش فرو نشاند ، غير از رسيدگى به مشتريان داخلى كه باديه گوشت‌كوب‌ها را از جلوخورده‌ها برداشته ، ( آسترى ) « 84 » كشيده جلونخورده‌ها و ( آب‌خورى ) « 85 » را از پيش نه تشنه‌ها بلند كرده جلو تشنه‌ها گذارد .

ديزى قهوه‌خانه

ديزىپزهاى ديگرى هم در گوشه و كنار شهر بودند كه بتقليد از او ديزىهاى يكنفره و دو نفره ميپختند كه يك نفره‌هايش را به قيمت صد دينار ( يك دهم ريال ) ميفروختند كه ( ديزى صنّارى ) ميگفتند و اين يك سوم قيمت ديزىهاى علينقى بود كه در محلهاى فقيرنشين شهر مانند ميدان كاه‌فروشها و ميدان امين السلطان و بازار دروازه به فروش ميرسيد و بعد از آنها قهوه‌خانه‌ها كه جهت صرفه ديزىهاى چهار نفره ميپختند با طرز فروشى مخصوص كه چون كمتر وقتى بود كه سه چهار نفر با هم يك جا وارد شده غذا بخواهند ، قهوه‌چى با وارد شدن اولين ديزى بخواه او را نشانيده مجمعه‌اى جلوش گذارده آب و فلفل نمك برايش نهاده خود
هامش
( 81 ) . چون خود پول ناهار به زحمت فراهم ميشد پول براى گروى بطريق اولى مقدور نميآمد و اين بود كه غالبا جهت گروى اشيائى از قبيل ديزى باديه آبگوشتى و بشقاب ، سرپوش چلوى و كاسه‌ى ماست و شيرهء بقال ، اشياء ديگر در مقابلش سپرده ميشد . ( 82 ) . پرحرفى . ( 83 ) . گرفتن آب در دهان و افشاندن ، كارى كه كلاه‌دوزها و كلاه‌مالها جهت پرداخت كلاه كرده ، لباس‌فروشها با آن كه بعد از آن هم ماهوت پاك‌كن ميكشيدند براى برق لباس و ديزىپزها هم جهت فرونشاندن جوش ديزى و سر رفتن آن ميكردند . ( 84 ) . پارچه‌ى دست پاك‌كن ، ظرف پاك‌كن ، قاب دستمال . ( 85 ) . ظرفى مسى مانند مشربه كه مشتريان دست بدست با آن آب ميخوردند .