باورش نميآمده آنگونه كسى با چنان شهرت و هنر داراى چنين احوال باشد و با او سر سخن باز و دربارهء وضعش كه چرا بايد با اينهمه صفت و چيرهدستى كه از چند تكه حلبى و آهن زنگ زده تفنگهايى همطراز سلاحهاى ماشينى ميسازد به اين بدبختى زندگى نمايد سؤال مىكند ؟ حسن موسى جواب ميدهد به اين جهت كه : هنوز سراغ ندارد كسى را كه از تفنگ او گلولهاى خورده باشد و بگويد خدا خيرت بدهد ! كه مرد فرانسوى جمله آخر او را بعنوان عاليترين فلسفه پذيرفته عكسى از او برداشته خداحافظى مىكند .
علينقى ديزىپز
ديگر از كسبهى چهارسو كوچك علينقى ديزىپز بود كه در اول كوچه غربى طرف دست راست آن دكان ديزىپزى داشت و از امتياز آن با ديگر ديزىپزها آن بود كه اولا ديزىهايش را به روى فر ميپخت كه نظيفتر بود و ديگر ديزىهاى يكنفره و دو نفره تهيه مينمود كه هر كس بتنهايى يا هر دو نفر ميتوانستند جداگانه و باتفاق صرف غذا نمايند و ديگر ديزىهايى با چاشنىهاى متفاوت براى فصول مختلف آماده ميساخت كه هر ذائقهاى را راضى مينمود ، از قبيل : آبگوشت ساده از گوشت و نخود لوبيا و سيبزمينى . آبگوشت گوجهفرنگى در مايهء آبگوشت ساده . آبگوشت ليمو عمانى . ديزى به و سركه شيره با بنشن لوبيا قرمز . ديزى بزباش ، از گوشت و لوبيا قرمز و سبزى تره جعفرى شنبليله ، با گرد ليمو يا گوجه سبز . ديزى بزباش با مصالح لوبيا چشم بلبلى و گرد غوره . ديزى گندم ، از گوشت و نخود و گندم ، كه ساده مصرف ميشد . ديزى قنبيد يا ( قنبيط ) « 78 » از گوشت و نخود لوبيا و كلم قمرى « 79 » ، ساده ، يا با گرد ليمو عمانى كه رويش پاشيده ميشد . آبگوشت غوره و سيبزمينى در مايهء آبگوشت ساده . ديزى بادمجان با گوشت و عدس و چاشنى كشك . ديزى سيب با گوشت و لوبيا قرمز با چاشنى آب ليمو و شكر . آبگوشت برنج با گوشت و نخود و برنج و زيره . آبگوشت آجيل يا ( هفت مغز ) مخصوص مشتريان خصوصى از گوشت فراوان و نخود و مغز پسته و بادام و فندق و پسته شام و گردو و مويز ، با چاشنى گوجه برغانى . كه البته هر چند از اين ديزىها مخصوص فصلى بود اما در هر صورت كلا تمام آنها بطور ساده پخته مىشد و نزديك ظهر
هامش
( 78 ) . ظرفى شبيه گلدان كوچك از گل پخته يا سفال لعاب داده جهت پختن آبگوشت .
( 79 ) . كلم سفت شبيه چغندر گرد يا شلغم .