و قاليچهها و پردههاى عكسدار و تصاوير و شمايلها و قرار دادن گل و گلدانهاى بزرگ و كوچك نارنج و پرتقال و ترنج كه با زحمات زياد از خانهها و نارنجستانها و گلخانههاى خانههاى اعيان و اشراف بيرون آورده مىشد و حوضها و فوارههاى موقتى كه در دكانها و پيادهروها و سراها بوجود ميآمد .
و تا اهميت اين چراغانىها بهتر نموده شود كافى است ، فقط طاق و بدن تيمچهاى را در مساحت چهارصد ، پانصد متر ، بلكه متجاوز در نظر گرفته شود كه چگونه بايد آن را يكپارچه از قالى و قاليچه پوشانيد ، به غير از دهها چلچراغ و اشياء و آلات آويختنى ديگر كه از آن آويز بكنند و نمونه آن چراغانى يك سال تيمچه صدر اعظم كه براى تهيهء فواره آن دهها پيت بنزينى را « از آنجا كه لوله و چيزى شبيه لوله نبود » بر سر هم لحيم كرده از كف تيمچه تا بام آن رسانيده ، منبعى نيز براى آن در چند متر بالاتر از سطح بام در پشت بام ساخته از آن فواره بوجود آورده بودند كه تا نزديك طاق فوران مينمود .
اين يكى از اوقات بود كه در تيمچهء حاجب الدوله جنب و جوش بوقوع پيوسته تا مرحله لخت شدن ، عارى از امتعه و اسباب ميگرديد و نوبت ديگر ايام عزادارى محرم و صفر كه مساجد و تكايا و حسينيهها سياهپوش و آماده شده ، طاقنماهاى او چنانچه سابقا ذكرش در تعزيهخوانى تكيه دولت گذشت چراغبندى شده علمها و مشعلها و حجلهها و ( نخل ) ها « 75 » ى دستهها را براى حركت آماده ميساختند كه تا آخرين كاسه لالهء تيمچه از آن بيرون ميآمد .
در اينجا نكتهاى جلب توجه مىكند كه همين مردم كه در چراغانىهاى مذهبى تا آن حد خودكشان كرده ، روزها و بلكه هفتهها زحمت ميكشيدند و حيرت خودى و اجنبى برميانگيختند ، در عيد و عزاهاى دولتى با همه فشار و تأكيد و تهديد آژان و كميسرى حتى از آويختن بيدق و كوبيدن پارچه سه رنگى به جرزها خوددارى ميورزيدند ، تا آنجا كه بعضى جهت فرار از تكليف قيد كسب و كار خود را هم زده دكان را تعطيل ميكردند . همچنين بود
هامش
( 75 ) . تابوت بزرگ . عمارى ، تابوتى مستطيل در عرض و طولهاى مختلف از يك ذرع در دو ذرع تا 5 3 ذرع عرض و طول با طاق تيرهبندى شده مانند سقف گارىهاى روپوشدار از چوب كه آن را با سياهى و چراغ و لاله و بيدق و پنجه و علم و مثل آن زينت كرده به دوش كشيده راه ميانداختند .