بارى اين تيمچه داراى شصت هزار متر تقريبى مساحت و داراى چهار سرپوشيده يعنى تيمچهء قرينه در چهار طرف و فضايى در وسط بود بجز انبارها و حجرات و زواياى ديگر كه بيش از هزار مكان از حجره و دكان و انبار را در بر ميگرفت ، همه مخصوص چينى و بلور از انواع اجناس عالى و وسط از ممالك مختلف مانند چين و روس و فرانسه ، به صورت نمايشگاهى عظيم كه اشياء گوناگون آن چشم را خيره مينمود و خارج از مركزيت تجارتى محلى جهت اسباب چراغانى و عزادارى كه تمام وسائل زينتى آن از چراغ و لاله و جار و چلچراغ و تكپايه و سهپايه ، پنجپايه و هرچه و هرچه از او تأمين ميگرديد .
چراغانى
درباره چراغانى بايد گفته شود كه چون در آن روزها هنوز برق عموميت نيافته ، جز يكى دو ( شاه سيم ) « 69 » با نيرويى محدود و مختصر آن هم در مركز شهر و فقط براى شبها وجود نداشت تا چراغانىهاى عظيم را كه در جشنهاى مذهبى مانند شب عيدهاى مبعث و تولد حضرت محمد ( ص ) و على و امام حسين و ولادت حضرت صاحب ( ع ) صورت ميگرفت تكافو نمايد از اينرو چراغانىها بوسيله چراغهاى نفتسوز و شمعسوز ، مانند ( لنتر و جار و پايه بلند و زنبورى و هلندى ) « 70 » يكشعله ، سهشعلهى حبابدار و چراغهاى تكشعله دوشعلهى چينى و بلور و بارفتن « 71 » و لالههاى يك شاخه تا چهل پنجاه ، صد شاخهء آويز و پايهدار همراه ديگر اسباب امثال آئينه شمعدانهاى جوراجور و گلدان ، ( دست دلبر ) « 72 » ، ( مردنگى ) « 73 » هاى بسيار زيباى همين تيمچه با پيوستگى ديگر اشياء مانند قالى قاليچههاى اعلا و پرده ، بغچه و عكس
هامش
( 69 ) . دو سيم اصلى كه بر سر تيرها نصب شده از معابر ميگذشت و سيمهاى فرعى را به آن ميانداختند - ( ز دم بشاه سيم ) و زدن بسيم آخر از همين شاه سيم آمده است .
( 70 ) . چراغهاى زنبورى آويز كه از سقف آويخته شده نفت توسط لوله باريك توخالىاى كه به منبع تلمبهدار آن نصب بود به آن ميرسيد .
( 71 ) . بارفتن ، جنسى بين چينى و بلور .
( 72 ) . گلدانى كوچك ظريف از جنس بارفتن كه دست خوشتراشى كمر آن را در خود گرفته بود .
( 73 ) . حايلى خمره مانند از جنس بلور ، با سر و ته باز براى حفظ چراغ از باد ، كه پس از قرار دادن چراغ بر روى زمين آن را از بالا ، پوشش خارجىاش ميساختند .