تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
حسين بابا هم از آنجهت بود كه هم حسين بابا خواسته بود او را سر جاى خود بنشاند و هم مرشد اسماعيل مايل بود او را هم كه شهرت و محبوبيت عام يافته بود بدنبال ديگران روانه نموده يكّه‌تاز ميدان سخنورى بماند و اين شگرد كار مرشد اسماعيل بوده كه راه باز ميكرده تا سخنور حريف بخواهد با نشان دادن خويش و قصيده‌هاى بلند خواندن خود را خسته بكند و چون طرف خوب كوفته شده به نفس مىافتاده با يك بيت يا رباعى و قطعه‌ى هزلى او را هجو و مفتضح و مات ميكرده است و تا طرف ميآمده خود را جمع و جور گفته‌ى اول او بكند ، هجو و مهمل بدتر از او ميآورده ، شنوندگانش هم كه طالب آنگونه سخنان بوده تشويقش ميكرده ، با سه چهار مبارزه حريف را مغلوب و لخت مينموده و اين عقده‌اى براى حسين بابا شده بوده كه آن بىادب را ادب كرده سر جاى خود بنشاند و پى فرصت ميگشته تا به سردمدارى مرشد اسماعيل قهوه‌خانه سنگ‌تراشها ( بسته ) « 53 » مىشود و با انگشت حسين بابا او حريف مقابل معلوم ميگردد و شب هفتم ، هشتم بوده كه كار به آنجا ميرسد و از همان سخنورى هم بود كه تا سالها مرشد اسماعيل را با نگاه‌داشتن البسه‌اش كه در گرو خود داشته از سخنورى محروم مىكند . بايد توجه دهم سخنورى را البته بطور نه‌مفصل از اينجانب در پيش از انقلاب نوارى توسط گردانندگان برنامه‌هاى ( شبانه‌هاى يك‌شبه ) ضبط شد كه اجازهء پخش ندادم و لذا اگر در جائى و از كسى به صورت آورده شده ديده شنيده شد از اينجانب بوده مجاز به « احيانا چاپ و ذكر بدون اجازهء آن نداشته در صورت اقدام مؤاخذه خواهد داشت » . اما با همه‌ى احوال محفل سخنورى از شيرين‌ترين و جالب‌ترين مجالس بشمار ميآمد كه تمام طبقات را لذت بخشيده ، هر كس را به فراخور فهم و ذوق خود جلب قلوب مينمود ، مخصوصا كه بعضى از سخنوران هم طبع شعرى داشته ، بمناسبت اشعارى خلق الساعه سروده بديهه‌گوئيهاى جالب ميكردند . اين كار از چند جهت نيز مفيد فايده بود . اول براى قهوه‌چى كه شرطبندىهائى ميان اشخاص در هر شب شده متاع او زيادتر به فروش ميرفت ، علاوه بر پولهائى كه بىحساب از طريق داش مشدىگرى مشتريان كه پول ده بيست چاى را ده بيست قران و زيادتر داده از
هامش
( 53 ) . آذين‌بندى ، آماده پذيرائى ، چراغانى .