تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
و اين رباعى :
روزى كه شود اذا السّماءٌ كُوِرَت * روزى كه شود اذا النجومٌ كَدِرت من دامن تو بگيرم اندر سُئِلَت * گويم صنما بِاىِّ ذَنبٍ قُتِلَت ؟
مستفاد از قرآن مجيد با اين ترجمه كه : روزى كه آفتاب درهم پيچيده شود ، هنگاميكه ستاره‌ها تيره شوند ، آنگاه كه كوه‌ها پراكنده شوند ، من دامن تو بگيرم كه به چه جرم مرا كشتى ؟ ! با الهام از تظلم دختران زنده بگور شده كه در قيامت از پدران سئوال كنند كه به چه خلاف آنها را كشته‌اند ، كه شايد از اين نمونه ، هم معلوم شود چه سنخ مردمانى پاى نقل اين نقال‌ها نشسته ، چه سخن‌شناسانى از محضر ايشان كسب فيض ميكرده‌اند ؟ و تا يادى هم از آقا نورى نقال كرده باشم گوشه‌هايى هم از مطالب و احوال او ميآورم .

آقانورى نقال

مردى بود با قدى كشيده و اندامى لاغر و صورتى استخوانى ، با ريشى كوسه ( كوسج ) و قبايى دراز و شال كمرى سبز و كلاه ( ترك ) « 10 » درويشى مليله‌دوزى از آيات قرآنى و كلمات ( يا على مدد ) همراه عصايى بلند سياه از چوب آبنوس با سرو تهى نقره ، يعنى چوبى كه در انتقاد و عيبجويى ، صد روذيل را با همان يك چوب ميراند ، كه از اين كلاه و عصا فقط موقع نقل استفاده كرده ، خارج از محل سخن فردى بود عادى و سيدى جلنبرى كه عمامه‌اى سبز شوريده بسر ميگذاشت . بحث و نقلش كلا عيبجويى و انتقاد بود كه تاريخيان و وجوه تشابه آنان را از
هامش
سليمان ، بهشت عاد ( باغى كه درختانش واژگونه روئيده از طاقها به طرف پائين ميآويخته ، باغى در بابل كه پادشاهى براى ملكه خود ترتيب داده بود ، يكى از عجايب هفتگانه ) ، بهشت جمشيد و مدينه‌اى كه تا هزار سال در آن كسى رنگ بيمارى و مرگ نديد و رزق مردم بىزحمت به ايشان ميرسيد و يا بهشتى كه در قرآن بنام بهشت عدن آمده كه داراى طبقات هشتگانه مىباشد . و هفت آن يعنى هفت سياره : زحل ، مشترى ، مريخ ، شمس ، عطارد ، زهره ، قمر . و شش جهت ، يعنى شمال و جنوب و مشرق و مغرب و بالا و پائين . و پنج حواس يعنى لامسه و ذائقه و شامه و سامعه و باصره . و چهار اركان يعنى عناصر چهارگانه مانند : آتش و باد و آب و خاك و سه روح يعنى روح رحمانى و بهيمى و بشرى . و دو كون يعنى دو عالم ، عالم فانى و عالم باقى . ( 10 ) . كلاه نمدى تخم‌مرغى شكلى كه آن را با سوزن‌زنى به دوازده يا چهارده ترك به توجه چهارده معصوم يا دوازده امام تقسيم كرده در آنها اسامى ائمه و اشعار و ابياتى در مدح على و آن دو مينشاندند . كلاهى نشانهء درويشى .