نقال و سخنور
شرايط نقال و سخنور
مثلا اگر كسى هوس نقالى بسرش ميافتاد لازم بود تا شرايط زمانى و مكانى و اطلاعات ادبى و تاريخى گذشته و حال و معلوماتى كلى در جامعهشناسى و علم الروح و منطق و بيان و تاريخ و سير و همچنين حالات مختلف بزم و رزم و محبت و خصومت و صفا و نيرنگ و يگانگى و دورنگى و لطف و غصب و ديگر مختصات ساريه و روحيات مختلف جاريه را من حيث المجموع دانسته . بيش از آن در حكايات و روايات و احاديث و اخبار احاطه و تسلط پيدا كرده ، بعلاوهى شعراى متقدم و معاصر را كه شناخته ، سر در دواوينشان فرو برده ، در اشعارشان غور كرده ، بيش از حكايات ، اشعار مرتبط جهت احوال مختلف حفظ كرده ، چه بسيار مطالب گوناگون از نظم و نثر در جدّ و هزل بخاطر سپرده باشد تا بتواند نام نقال بر خود بگذارد ، باضافهى حفظ بيشتر اشعار شاهنامه و مطالب مختلف طومار « 1 » هاى جوراجور كه هنگام سخن گفتن احتياجى بمراجعهى بكتاب پيدا ننمايد و تمرين صدا تا سخن را با صوت خشك يم كه از انتهاى زبان كوچك درآيد ادا كند تا گوش شنونده را مكدر ننمايد و در آخر لطف بيان و پسنديدگى صفات و رفق و مدارا با مردم و صبر و حلم و حوصله در برابر اجامر و خوى آزادگى و قناعت كه نام ( مرشد ) را بر او با مسمى بسازد و تعليم و تربيتى در خور تا
هامش
( 1 ) . مضامين و احوال و اشعارى از اين و آن كه جهت شيرين كردن و جذابيت داخل نقل نمايند ، طومارهائى كه از بعضى بسيار پخته و شيوا و از بعضى عوامپسند و دو سه تن از جمله طومار ( حسين اسمال چرك ) كه سرآمد ديگر طومارها معلوم شده بود .