مىباشد كه در صورت فهميدن نصفه كاره بلند ميشوند ! ) اگر چه همگى آنها دروغ گفته تابلوها را براى اغفال مردم و تبرئه خويش ميزدند . « 113 » ، اما تابلوهائى هم در پشت شيشه سلمانىهاى قديمى آويخته بود كه با حقيقت مطابقت مينمود ، تابلوهائى كه بر ردّ ريشتراشى زده شده بود به اين مضامين ( از تراشيدن ريش معذوريم ) . يا ( در اين سلمانى ريش تراشيده نميشود ) . يا اين تابلو ( از گرسنگى اگر نباشم - من ريش ترا نميتراشم ) و تابلوهائى در جهت ختنه يا سنت به اين صورت ( ختنه اطفال بىبضاعت مجانى است ) به همان كيفيت كه نوشته شده بود .
با تغيير فرم سلمانىها و زينت دكاكين و پنهان شدن مغازههايشان با كاغذهاى پشت شيشهاى كه امروزه دوباره متداول شده است و پيدا شدن لوازم توالت و قيافههاى جديد اصلاح هم بود كه كمكم پاى دختر بچههاى شش هفت تا دوازده سالهء متجددين هم بسلمانى بازگشته بفرمهاى آلاگارسون « 114 » و چترى و آلامد « 115 » اصلاح ميشدند تا كمكم كه كشف حجاب بميان آمده اصلاح زنانه هم كه تا آن روز حتى تصورش هم بخاطر كسى نميگنجيد كه سر زنى را مردى اصلاح و مرتب بكند معمول گرديد و فر و آرايش آنها نيز متداول گشت و از بركت آن سلمانىها رونق گرفته ، بىبرگ و نواهايشان هم كه تا آن روز استطاعت سه قران پول يك زن هرجائى شهر نوى را نمييافتند وسيلهى آن به نان و نواله رسيده كام دل دلخواه از جنس زن برآوردند !
نصف آدم
در داستان سلمانى آرمناك گفته شد كه تا آنزمان اصولا پرداخت هيچگونه دستمزدى جهت اطفال تا ده ، دوازده ساله از دوخت و دوز لباس و تعمير كفش و سرتراشى و حمام و سوارى اسب و الاغ و واگن و درشكه معمول نبود كه اگر هم همراه بزرگتر خود يعنى مادر و پدر رفته بود انعام يا رشوهء رجوع كار همان بزرگتر به حساب ميآمد ، و يا شايد هم ملاحظهاى بود كه از قديم به اشخاص معيل منظور شده بود و يا پرروئى بزرگترها كه جهت اطفال چيزى
هامش
( 113 ) . تابلوهائى كه براى رفع ايراد و اعتراض مشترىهاى مسلمان كه اكثريت داشتند ميزدند .
( 114 ) . فرقى كه سر را از اطراف شانه كرده زيادى آن را از زير لالهء گوش زده و صاف كرده پشت گردن را ميتراشيدند و جلو آن را از پيشانى يكور ميزدند .
( 115 ) . آلامد ، فرمى كه اطراف سر را پسرانه كوتاه كرده جلو آن را چترى ميزدند .