قهوهخانه ؟
تا در ورود بقهوهخانهى بازارچهء قوام الدوله و گفتگوى درباره نقل نقال و تشكيلات سخنورى ايراد و انتقادى از اينكه چگونه بيش از هر محل نام قهوهخانه و احوال آن بميان ميآيد نرود بايد متذكر شوم : قهوهخانه در آن زمان نه به صورت قهوهخانههاى كنونى بود كه كسى براى صرف چاى و قليان و سيگارى بدانجا رفته ، قهوهخانه فقط صورت محل كسب و كار و دادوستد داشته باشد كه جز فروش دو چاى و آبگوشت ديزى چيزى از تشكيلات آن منظور نبوده ، مشترى نيز توقع بيشترى نداشته باشد ، بلكه قهوهخانه اگر چه مركز تجمع بيكارهها و باكارهها و پاتوق دستهها و محل اجتماع و آدرس بنا و نقاش و آهنكوب « 4 » و خرپاكوب « 5 » و شيشهبر و نانوا و قصاب و مقنى و بزاز و رزاز و ديگر كسبه به حساب ميآمد ، اما از سوئى مدرسه و مكتب و دبستان و دبيرستان و دانشگاهى بود كه شخصيت مردم از خوب و بد در آن شكل ميگرفت . چه پاتوق دائمى دانشمندان نيز بود كه در آن بمناظرات علمى پرداخته و محلى كه شعرا و متشاعران و گويندگان در آن بشعر گوئى و شعرخوانى و محاورات برخاسته . مكانى كه خطاطان خطوط ريز و درشت خود را بمسابقه گذارده . نمايشگران و بازيگران نمايشات و نمايشنامههاى خود را در آن باجرا آورده ، تعزيهخوانان تعزيههاى خود را در آن برپا نموده . مسئله گويان مسائل شرعى و روضهخوانان روضهها و مراثى و گويندگان مذهبى مطالب خود را عنوان ساخته . لوطىها و داشمشدىها و ورزشكاران و نيكمنشان اعمال و صفات و هنرنمائىهاى پسنديده و مردانه خود را ظاهر نموده ، جوانان و ملعبهجويان بازىهاى گوناگون مورد علاقه را از قبيل گلبازى و ترنابازى و امثال آن را بمنصه ظهور رسانيده . الواط و رنود و بدانديشان وقايح اعمال و رفتار خويش را جهت هم بتعريف و توصيف آورده . خلاصه مأمن و مأوائى كه صاحب هر سليقهاى نهايت خواسته و غايت دلخواه خويش را ميتوانست از آن بدست آورد ، تا كه چه از آن بدست آورده ، آهنربا ميل آهن ، يا كهربا تمناى كاه نموده ، طبع و طينت چه كسى چه از آن نورافشانىها و دهان درانىهاى عوعو سگان تحصيل بكند .
هامش
( 4 ) . شيروانى كوب .
( 5 ) . كسى كه اسكلت شيروانى را از چوب برپا مينمود .