نميپرداختند و يا داخل آدم ندانستن كودكان كه آنها را حقير و بدون ارزش ميدانستند ، تا اواخر كه پسران ده پانزده ساله و دختران دم بخت را هم مردم جزء بچهها به حساب آورده وجهى بابتشان نميپرداختند ، تا آنكه ماشين دودى « 116 » راه شاه عبد العظيم ، بچهها را هم نصف آدم حساب كرده برايشان بليط نصفه مقرر كرده ، با سرسختى دريافت آن را پافشارى نمود و از همان هنگام هم شد كه كسبه از او الهام گرفته براى بچهها نيز اجرت معين كرده با زحمات زياد نصف مزد را در كارشان به حساب آوردند .
گذر قلى - بازارچهء معيّر - بازارچهء قوام الدوله
و در امتداد بازارچهء پاچنار ( گذر قلى ) شامل چند طاق و چند دهانه دكانى بود كه از آنجا به بازارچهء ( معيّر ) و پس از كوچهاى بنبست عريض و طويل و چند دهانه دكاكين باز و بسته و متروك ببازارچهء ( قوام الدوله ) و ميدان دروازه قزوين « 117 » ميرسيد و بازار غربى شهر پايان ميگرفت .
از گذرها كه هنوز هم آثار قهر و غضب طبيعت مانند قحطىها و ( باد سام ) ها و ( مشمشه ) ها و ( و با ) ها كه هر بار ثلث يا نيمى از مردم شهر را بكام مرگ كشيده خانهها و دكانهايش را بىصاحب گذارده در آن ديده ميشد يكى همين گذر قلى بود كه دكانهايش از بىصاحبى گداها در آن منزل و سگها در آن مأوا ميكردند و گذر معيّر كه از آثار معيّر الممالك بود و آبانبار آن نيز از آبانبارهاى مشهور بود نيز بهتر از آن نبود كه در تمام راسته بازارچهاش كه داراى چندين ده دهانه دكان بود و بنا و سقفى خوش ساخت داشت جز متروكهى حزنآورى به چشم نميآمد كه يكى دو دكان آن را ريختهگرها بدون كرايه و سرخود اشغال كرده بودند و تنها قسمتى از اين حدود كه به نسبت رونقى داشت و كم و بيش كسبهاى
هامش
( 116 ) . قطار - راهآهن .
( 117 ) . ميدان شاهپور فعلى . سابقا يعنى قبل از زمان رضاشاه اين نقطه آخرين حد جنوب شرقى تهران به حساب ميآمد .
محلى كه دروازه قزوين شاه طهماسبى در اين نقطه يعنى مقابل بازارچه ساخته شده بود و با آنكه دروازه قزوين بعد هم در فاصلهى زيادى در زمان ناصر الدينشاه ساخته شد هنوز مردم اين مكان را دروازه قزوين ميگفتند .