تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
همچنين قهوه‌خانه بجاى هر محل و مكان تفريح و سرگرميشان ، بجاى كافه و طربخانه . عزاخانه . رستوران و بار و كاباره و تآتر و سينما و هرچه و هرچه مثل آن . مركز خوش و بش و معارفه و محاوره و گفت و شنيد . مركز بازى و عيش و سرور . لذت‌بندان . آشتىكنان . رتق و فتق امور . تصفيه تسويهء كار ورشكستگان . استراحت و خواب و خوراك . عشق‌بازى مثل پرنده‌بازى و هرچه مثل آن . قرار و مدار . حساب و كتاب ، يعنى خانهء دوم افراد و مكانى كه هر غم و ناراحتى خود در آن بر طرف و هر معضل و مشكل خويش بكمك ياران در آن به فيصله آورند و كل خواسته‌هايشان در آن جمع شده بود و به همين خاطر هم بود كه در ميان تمام اماكن كسب و كار تنها قهوه‌خانه بود كه به تمام وسايل و اسباب سرگرمى و رفع حاجت مجهز شده ، اماكنى معادل تا چند هزار متر مربع مساحت براى زمستانى ، تابستانى خود در بر گرفته بود .

طبقات نقال

نقالها بر سه دسته طبقه‌بندى ميشدند . دسته اول كه در سطح بالا و عالى سخن ميگفتند مثل مرشد ( غلامحسين غول بچه ) و ( سيد احمد همدانى ) و دسته دوم عده‌اى كه عوام از مطالبشان ادراك معانى كرده و خواص سرگرم ميشدند مانند ( مرشد اسد اللّه ) و ( كريم درويش ) و دسته سوم كه فقط براى عوام سخن ميگفتند و مطالبشان در سطحى بود كه طبقات پائين عامى را خوش ميآمد و به آنها لذت ميبخشيد مانند ( مرشد حسين قنات‌آبادى ) و ( مرشد قلى ) و در ميان تمام نقالهاى تهران نقالى هم بنام ( آقا نورى ) بود كه بر خلاف ديگران كه در كمال جد و استتار و پرده و نزاكت سخن ميگفتند ، با طنز و هزل و مضحكه و شوخى و مزاح و شكلك ساختن و بازيگرى سخنرانى مينمود كه هر چند در ميان جماعت نقال اعتبارى نداشت و جز دلقكى توصيف نميگرديد ، چه آنها نقال را مراد و مرشدى ميدانستند كه بايد اعمال و رفتار و گفتارش حجت مستمعانش كه در زمره مريدان و شاگردانش حساب ميشدند قرار گيرد و معلم هرگز نبايد پا از جادهء آداب و ادب و وقار و نزاكت و احترام بيرون گذارد . اما در ميان اجتماع مردم اهميت و اعتبار و پذيرش قابل توجه داشت كه هم دانش سطوح بالا را كسب كرده بود و هم مطالب را با مطايبات درهم آميخته ، از سركه و قند سكنجبين ساخته ، دشنام را با دعا تحويل مينمود .