از اطلس و تور و وال و ديبا * تنها منم اينكه فصل گرما
پيرهن بتنم گليم كاشى * اگه شوور توئى شوور توئى ميخوام نباشى
دختر عموى ننهم صديقه * با آنكه شده به يارو صيغه
يك شب نكنه اگر دو تيغه * مردك رخ و گونه تا شقيقه
اوضاش شود ز هم تلاشى * اگه شوور توئى شوور توئى ميخوام نباشى
يا اين مخمس :
اى بى سر و پا اينكه ببينم به تو ريشه ؟ * يا جاى كنه ، جاى كك و جاى شيپيشه
اينطور كه بر روى تو اين خنجر و نيشه * دانم بيقين زندگيم با تو نميشه
بايد بكنم فكربتى خوشگل و شنگول * مرداى همه تازه و تر چون گل شببو
مالِ من بيچاره چنان بتهى جارو * يك شام نشد تا كه بيايد ببرم او
مشتى نكنه در دهن و گوش و چشم مو
بر من نجهد زشتتر از بختك و از غول
سلمانىهاى جديد
چنان كه گفته شد در خلال سلمانىهاى مذكور سلمانىهاى جديدى هم كه مدلهاى اروپائى را در اصلاح به كار ميبردند تك تك ظاهر ميشدند ، با اين صورت كه چون اندكاندك اعمال جراحى و دندانكشى و مانند آن درباره سلمانىها ، مخصوصا سلمانىهاى تازه كار و تازه دكان باز كردهها از طرف بلديه « 106 » غدغن ميگرديد و دستوراتى براى ريخت و رؤيت دكانهايشان صادر ميشد ناچار شاگردهائى كه دكاندار ميشدند مجبور به اين بودند كه اولا دستاندازى به كار استادهاى خود كه تقريبا طبيب مجاز يا جراح مجاز شناخته شده بودند نكرده فقط به كار اصلاح سر و ريش بپردازند و در ثانى دكانهاى خود را از هر جهت نظيف و مرتب نمايند و در ثالث مشتى مشتريان ( آلامد ) « 107 » بدور خود جمع و هر يك براى جلب مشترىى بيشتر كار و هنر تازه در اصلاح ارائه نمايند كه از آن جمله بودند : ( خاصه خان
هامش
( 106 ) . شهردارى .
( 107 ) . كلمهاى تازه درآمده مخصوص زمان خود بمعنى مد تازه ، فرنگى مآب ، نوظهور ، شيك ، خوش ظاهر .