تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
بود كه ساخته شده بود :
شوهر من گوهر مخزن ميخواد * ريشش مدام شانه و روغن ميخواد مرغ شده دانه و ارزن ميخواد * دو زن داره بازم دلش زن ميخواد
*
شوهرى دارم كه نود سالشه * ريش سفيدش تا پر شالشه هر جا ميره بچه‌ش بدنبالشه * دو زن داره بازم دلش زن ميخواد
*
ميكشه از غصّه پياپى حشيش * جاى حنا بسته به ريشش سريش
آخ كه اين دمدمى گه بريش * دو زن داره بازم دلش زن ميخواد
دوم :
يك سال مثال خرس باشى * تا يك شب عيد ريش بتراشى شوهر نبود چنان تو لاشى * بدتر ز حسينقلى آشى اگه شوور توئى شوور توئى ميخوام نباشى * با اين پك و پوز ريغنه ماسى با ريش دراز حاج آغاسى * دايم توى كوچه‌ها پلاسى دنبال زنا بفكر . . . . * حرفت پيش من بَد و فحاشى اگه شوور توئى شوور توئى ميخوام نباشى * زن ريخت و پُز قشنگ ميخواد مستانه سرِ ملنگ ميخواد * پاكيزه و شوخ و شنگ ميخواد يارى چو حريف جنگ ميخواد * نه مثل تو نكبتى و لاشى اگه شوور توئى ، شوور توئى ميخوام نباشى * يك وقت نشد تو در زمانه يك روز بياورى به خانه * آجيل و انار و هندوانه تيغى بكشى به روى و چانه * خرجم با خودم آقام تو باشى اگه شوور توئى ، شوور توئى ميخوام نباشى * زنها همگى ز پير و برنا دارند بتن لباس زيبا
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 127 | جعفر شهرى باف