تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
پنجم : سبيل جوجه مشدىها كه نازكتر از سبيل داش‌مشدىها بود و نك آنها تيز و تابيده ميگرديد . ششم : سبيل بچه اعيانها و بچه تاجرها و پسر حاجىها كه از رو و اطراف و دو طرف كوتاه و باريك شده به آن شكلهاى مدادى و ابروئى و مثل آن ميدادند . هفتم : سبيل فكلىها و خانم‌بازها كه نازك و باريك گرديده ، ( قيطانى ) ناميده ميشدند . هشتم : سبيل ادارىها و پشت ميزنشين‌ها كه از روى لب‌پر ، اما از دو طرف نازك و تيز ميگرديد . نهم : سبيلهاى تازه درآمده كه با اتحاد لباس و كلاه پهلوى مد شده متداول گرديده بود كه از دو طرف پشت لب بتدريج كم و كوتاه ميگرديد تا به اندازه ناخنى در زير بينى در فرو رفتگى لب بالا قرار ميگرفت كه بزرگشان را ( چلغوزى ) و كوچكشان را كه چيزى بفهمى نفهمى بود ( چس مگسى ) ميگفتند ، و اين اتهام از آن جهت بود كه سبيلى كه تا آن وقت نشان مردى و مردانگى شناخته شده قسم بزرگ هر كس بسر سبيل مردانهء خودش يا مخاطبش بود « 104 » و يك تار آن را گرو گذاشته با ضمانت آن هر تعهدى را انجام ميدادند به آن صورت درآمده بود كه ميشد تعداد آن را به شماره درآورد و چيزى كه فقط لكه‌اى از آن به پشت لب باقى مانده بود !

مسائل مربوط به ريش

اصولا قرن‌ها بود كه موضوع ريش از مسائل مهم روز بشمار ميآمد كه بعضىها تراشيدن آن را از گناهان بزرگ ميدانستند ، تا آن حد كه عملش را محاربه با امام زمان ميخواندند و كمتر منبرىاى بود كه در هر جلسه نصف منبر خود را مخصوص بحرمت و مذمت و نهى تراشيدن ريش ننمايد و اين بهترين موضوعى بود كه ميتوانستند با آن وقت منبر خود پر نموده از ريشه به ريش پردازند و از آن جمله بود منهيات زير كه : ريش‌تراش اعم از عامل و معمول ، چه آنكه ريش كسى را بتراشد و چه كسى كه حاضر بتراش ريشش شود چنان است كه موى زهار خواهر و فرج مادر خود را ميتراشد . نفرين ملائك و فرشتگان خدا شب و روز دنبالش مىباشد . دشمن پيغمبر خدا مىباشد . ( مخرب ) حساب مىشود ، چه تيشه به ريشهء دين مىزند و پايهء ايمان را خراب مينمايد . رواج كفر
هامش
( 104 ) . به سبيل مردانه‌ات قسم ، سبيلهايت را كفن كرده‌ام . . .