تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
ديگر اصلاح نيمچه مقدسين كه سر را طبق مد اصلاح كرده ، صورت را ماشين نمره چهار يا كمتر زده آن را بسر ميپيوستند ، اصلاح بچه مداح‌ها و نوچه روضه‌خوانها و پامنبرى فينه‌بسرها كه بتوانند در دل زنان و دختران پاى منبر جا بكنند . اينها نيز انواع ريش بود كه در صورت‌ها به نظر ميآمد . اول : ريش شخصيت نمايان كه از قبضه « 100 » گذشته گاهى تا بنزديك شال ميرسيد كه صاحب ريش آن را علامت بزرگى و تفوق دانسته و مردم از قول كتابها آن را نشانه حماقت ميخواندند ، با اين قصه كه مدرس ريش بلندى در كتابى ريش طويل و بلند را علامت حماقت ميخواند و تا خلاف گفته‌ى نويسنده را ثابت كند و ضمنا جلو ذهن شاگردانش را بگيرد ، چراغ را به پيش رو گذاشته ريشش را مشت كرده اضافه‌اش را براى كوتاه كردن بر شعله چراغ ميگيرد كه شعله به موها رسيده مشتعل شده دستش را ميسوزاند و براى حفظ دست ريش را رها كرده كه همه‌ى ريشش آتش ميگيرد و سبيل و مژه و ابروانش را نيز نابود مىكند و كتاب را با اين جمله حاشيه مىكند كه ( تصديق مىشود ) ! دوم : ريش قبضه‌اى كه يك مشت يا دو مشت بوده باشد كه مجتهدين و پيش‌نمازها ميگذاشتند . سوم : ريش تاجرانه كه از يك قبضه و كمتر شروع شده تا به شانه و قيچى ميرسيد و زيرش را تراشيده يا طبيعى ميكردند . چهارم : ريش محرابى كه زيرش را تراشيده ، بقيه‌اش را از قبضه گرفته بشقيقه‌ها كم و گرد و مرتب ميكردند . پنجم : ريش دور گيوه‌اى كه زير و بالاى آن را تراشيده چيزى شبيه نوار دور چانه ميگذاشتند ، به صورتى كه دور گيوه‌ها را نوار ميكردند ، مخصوص دهاتىها و بعضى كسبه كه ميخواستند تظاهر زياده از حد بمذهب داشته باشند . ششم : ريش نوار قيطانى كه آن را باريك‌تر از ريش دور گيوه‌اى كرده ، سبيل را از ريش جدا ميساختند و آن را ريش ( ميرزا ، محررى ) ميگفتند .

انواع سبيل

سبيلهاى خان‌ها و حاكم‌ها و فراشباشىها و پيرداش‌مشدىها و لوطىباشىها و امنيه‌ها و
هامش
( 100 ) . قبضه ، مشت بسته . مشتى كه ريش را در ميانش گرفته و فشرده زيادى آن را قيچى بكنند .