شبيه ديوانهها ميساختند » . پنجم : زلفهاى بلند بچه رقاصها كه مانند موهاى زنان بلند و بعضى تا كمر و پائينترشان ميرسيد كه دسته كرده زير كلاه ميگذاشتند و مراجعهء آنها بسلمانى فقط بخاطر صورتشان بود كه اگر نيش زده بود آنها را كنده درستشان بكنند .
بعد از اين نوبت به اصلاح داش مشدىها ميرسيد كه به اين صورت مرتب ميشدند : اول موهائى كه از اطراف سر به طرف پائين شانه كرده پشت گردن را تيغ ميانداختند . اصلاحى كه باندازهء نصف نعلبكىاى از جلو سر و شقيقهها را با صورت تراشيده ، پشت گردن را پر گذاشته پائين آن را ميتراشيدند . دوم زلفى كه رو گوشىها را تا لالهى گوش گذاشته پشت سر را ميتراشيدند ، كه نوع اول را پاشنه بخواب و نوع دوم را پاشنه نخواب ميگفتند . ديگر زلفى كه كلاه مشترى را بسرش گذاشته اطراف آن را با شانه و برس بلبهء كلاه برگردانده كم و زيادش را صاف ميكردند و پشت گردن را ميتراشيدند كه ( دم اردكى ) ميگفتند . دراويش هم كه موهاى بلند داشتند و ( گيسو ) نام كرده بعضى افشان و بعضى بافته به روى شانهها انداخته فرق آن را از وسط باز ميكردند و قلندران كه سر و ريش و سبيل را يك جا ميتراشيدند و بعضى كه تا بدتر از هيولا شدن سر و ريش را به حال خود ميگذاشتند ، تراشيدن و نتراشيدنى كه موجب بحث و جدلهاى مربوط به آن در مصرعى از غزل حافظ ( آنجا كه مىگويد . . . نه هر كه سر نتراشد قلندرى داند ) ميگرديد ، كه بعضى ميگفتند سر بتراشد گفته و برخى كه سر نتراشد ميدانستند .
بعد از اين اصلاحها سلمانىهاى جديد به روى كار آمدند كه اصلاحهاى فرم اروپائى ميكردند كه از آن جمله بود : سرهاى ( طبيعى ) كه پيشقلمى را از استخوان شقيقه خط انداخته زلف را بطور اندازه كوتاه كرده پشت سر را طبيعى « 98 » ميكردند و يا بالا زده يا فرق باز ميكردند ، در دو نوع خط پيشقلمى كه يا راست زده ، يا مثل خطى كه دستهء عينك بشقيقه مياندازد كج ميزدند . ديگر اصلاح آلمانى كه اطراف سر را تا بالاى گوش بطور طبيعى تنك « 99 » كرده از مغز سر تا جلو را گذارده از كم به زياد رسانيده آن را صاف و يكنواخت ميكردند .
هامش
( 98 ) . اصلاح پشت سر طبيعى آن بود كه پسگردن را از پائين صفر گرفته هرچه به طرف بالا ميآمد مو زيادتر ميگرديد كه يكنواخت و بدون تاريك و روشن به بالا ميرسيد ، شقيقهها نيز ماشين نمره دو خورده ميشد كه آن نيز به طرف بالا طبيعى ميگرديد .
( 99 ) . كم ، نازك ، سبك .