تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
ختنه بكسب خود داخل ميزدند و كسادى شغل اصليشان از همين جهت معلوم ميگردد كه در سال جز چند روز نبايد كار و مراجعه داشته باشند . بارى صورت اصلاح‌ها و مدل‌هاى آنها عبارت بود اول : از كلهء تراشيده و ريش بلند كه با آن زير گلو را نيز ميتراشيدند و ريش را كم و زياد ميكردند . دوم : كله‌ى تراشيده و صورت تراشيده با سبيلهاى چخماقى . « 94 » سوم : سرى را كه به پهناى چهار انگشت از جلو پيشانى تا پس آن تراشيده موهاى بالاى گوشها را در آن باقى ميگذاشتند بنام ( پرقيچى ) . سرى شبيه جادهء شوسه كه از تپه كشيده شده باشد . چهارم : تراشيدن جلو سر تا وسط باندازهء يك كف دست و بيشتر با برجا گذاشتن بقيهء موها در اطراف با پشت گردن تراشيده ، بنام حيدرى . « 95 »
هامش
( 94 ) . سبيل پر كه دو طرفش را تابيده به طرف گوشها بالا بدهند . ( 95 ) . علامت فرقه‌اى از دراويش حيدرى . دو فرقه در مقابل هم قرار داشتند بنام حيدرى و نعمتى كه حيدرى به سيد حيدر تونى و نعمتى به شاه نعمت الله ولى ميرسيد كه هر يك خود را برحق و پيرو على ميدانستند و ديگرى را باطل و از ريش و سبيل و اصلاح سر و ريش نيز نشانه‌اى مخصوص به خود داشتند . دو گروه مخالف كه سالها ميانشان اختلاف و خصومت و خونريزى بود مخصوصا در عزادارىهاى محرم كه در هر سال چند تن از طرفين بقتل ميرسيد . اختلافى با ريشهء سياسى و انگشت اجنبى كه جمعيت ايران را به سه دستهء متخاصم شيعه ، سنى و نعمتى ، حيدرى تقسيم كرده بود . در اين سابقه كه سحرگاهان روزى مردم در صحن كهنهء امام رضا قطعه سنگى را مشاهده ميكنند كه خدام و متوليان طبق حرفهء دكاندارى كه جهت جيب‌برى مردم هر واقعه‌اى را به اعجاز امام رضا منتسب ساخته و صورت‌سازىهائى مانند سوزاندن كف پاى شترى كه از جا نتواند بجنبد و بگويند پناه به امام رضا برده است و ياد دادن افراد ناشناسى را كه بگويند كور يا كر يا افليج بوده شفا يافته‌اند و شبانه آوردن سنگى را و نهادن آن پشت ( پنجرهء فولاد ) كه غلطان از كوه بپابوس امام آمده است ! ميگويند اين سنگ نيمه شب براى كسب شرف آمده و از امام رضا خواسته كه آن را زير پاى زوارش قرار بدهد و سيد حيدر ( تونى ) كه پيشواى فرقه‌اى از دراويش بوده آن را به صورت پلى به روى جوى وسط صحن ميافكند و ( نعمتى ) ها كه پيروان شاه نعمت الله بوده و جمعيت مخالف و نقطهء مقابل ايشان را تشكيل ميداده‌اند سنگ را كه طرف پهنش به سمت محلهء حيدرىها قرار گرفته بوده و ثواب و بركت و شرف بيشتر بايشان ميداده است ! برداشته مغاير آنكه سر باريكش به طرف ايشان باشد قرار ميدهند و حيدرىها آن را سر و ته كرده ، نعمتىها آن را برگردان ميكنند تا كم‌كم كار به كشمكش و مجادله ميانجامد و هرچند شب يك بار زد و خوردى بر سر آن واقع شده دستهء غالب بر سنگ مستحفظين و كشيكچىها ميگمارند و اينان تقويت قوا كرده بر آنان يورش برده سنگ را وارو كرده نگهبان از خود ميگذارند و هر روز دوئيت و اختلاف عظيم‌تر وسيع‌تر مىشود تا بقتل و كشتارهاى بزرگ رسيده تمام خطه خراسان را دربرگرفته از آن بديگر شهرها نفوذ مىكند و نعمتى خصم حيدرى و حيدرى دشمن خونى نعمتى ميگردد و انقلابى عظيم در مملكت برپا ميسازد و « چنان شور مىشود كه خان هم ميفهمد » و دولت ناچار به دخالت شده ناصر الدينشاه بر جلوگيرى از آن احكام غليظ -