نمك و ذغال چوب درخت انگور كه سائيده مثل غبار كرده باشند دندان را با انگشت مسواك نمايند ، و سادهترين راه علاج هرگونه دندان درد بود كه بر آن ترياك بگذارند ، يا به مقدار چند نخود از آن به صورت كشيدن استعمال نمايند كه آن را فاروق اعظم ميدانستند ، اما كمتر كسى اگر بترياك مبتلا نبود حاضر ميشد كه علاج درد با آن نمايد چه ميگفتند آنها كه عادت كردهاند اول با همين وسيلهها معتاد شدهاند چنانچه زنانى كه حيز ميشوند اول با همين گفتن ( با يك مرتبه دادن كسى حيز نميشود ) حيز شدهاند !
مدل موهاى سر و ريش
صحبت در ابتدا از سلمانىها و كار رسمى و حقيقى آنها بود ولى مطالب ديگر اصل سخن را تحت الشعاع قرار داد و فرع بر اصل چربيده كرّه از مادر گندهتر گرديد كه بايد سر مطالب اضافه را بهم آورم .
اولا اصلاح سر و ريش در مردم عادى جز در موارد ذيل صورت نميگرفت . مگر مؤمنين دوآتشه و خشكه مقدسهاى متعبّد كه بايد هر هفته بحمام رفته سر بتراشند و آنها كه بايد محل مسح وضويشان عارى از موى و ظاهر باشد كه پيش سر را هر هفته ميتراشيدند و اعيان و اشراف و بعضى ادارهاىها كه آراستگى سر و رو جزو شئونشان ميآمد ، در اين صورت جهت ديگر مردم ايام اصلاح روزهائى بود كه ذكر مىشود :
اصلاح عيد ، مانند : عيد نوروز ، عيد غدير ، عيد قربان ، تولد حضرت صاحب ، تولد امام حسين ، مبعث ، كه در اين اصلاحها هم رخت نو ميپوشيدند . ديگر براى شب عروسى ، كلوخ اندازان ( شبهاى عيش و نوش قبل از محرم و ماه رمضان ) ، براى جاهاى سنگين و مهمانىهاى معتبر كه حتما بايد رخت عوض كنند ، كه گاهى موارد بالا هم مورد توجه قرار نگرفته اصلاح سر و ريششان تا آن حد بتأخير ميافتاد كه كلههايشان مانند سبد و ريشهايشان بسان نمد گرديده ، در آن پايه كه اگر طفل كم سن و سالى داشتند و اصلاح كرده به خانه ميرفتند آنها را نميشناخت و غريبى كرده فرار مينمود ، كه گاهى اين ناشناسى تا دقايقى در زن خانه هم اثر كرده شوهر را كه تا صبح يكپارچه پشم و پيله بود و اين ساعت مثل كلهپاچهى كز داده وارد گشته بود غريبه و با اعجاب مينگريست ! همين مدرك روشن مىكند كه سلمانىها از چه سبب شغلهاى ديگرى را هم امثال جراحى و دلاكى و طبابت و پيشخدمتى و زالو انداختن و