آن شنيدم كه رفت نادانى * بعيادت به درد دندانى
گفت باداست زو مباش حزين * گفت آرى وليك نزد تو اين !
بر من اين درد كوه پولاد است * چون تو زان فارغى ترا باد است
و اين همان درد جانگداز بود كه چون حادث ميگرديد فرياد و فغان مبتلا را به آسمان مىرساند و دور اطاق و حياطشان به دويدن ميانداخت تا آنجا كه سر به ديوار ميكوفتند كه ناچار متوسل به بادبندى ميشدند :
بادبندى
از جمله بادبندى يكى اين بود كه نك چاقو يا كارد فولادى را بر روى دندان گذارده بگويند :
اخرج باذن اللّه ، اخرج بنور الله ، اخرج بقدرت اللّه ، اخرج به حق توراة موسى و انجيل عيسى و زبور داود و صحف ابراهيم و فرقان محمد و چند بار بر دندان ضربه بزنند .
ديگر اين اسم ( مفطع ) يا ( شمعلونى ) را بر ديوار رو به قبله نوشته ميخى در حروف آن از ابتدا فرو برده با هر ميخ تأملى كرده در هر حرف كه درد ساكن شد آن را به ديوار محكم نمايند و اگر با هيچ يك از حروف درد ساكن نشد بر آن يعنى بر دندان لعن چهار ضرب بخوانند ، به اين قاعده كه انگشت بر دندان دردكن گذارده بگويند : لعن الله . . . - ثم . . . . . و . . . - ثم . . . . . و . . . - ثم . . . ثم . . . ثم . . . « 93 » و چندان ادامه دهند تا درد فرو نشيند .
ديگر اگر درد دندان از كرم بود كه علامتش از كرمخوردگى ظاهر ميگرديد : تخم تره و پيهبز را بايد بهم ماليده در آتش اندازند و بوسيله لولهاى ، چيزى قيف مانند دود آن را بدندان رسانند كه كرمها را با آن هلاك بكنند .
ديگر دستور بود كه اگر خواهند در تمام عمر دندان درد نگيرند وقت عطسه زدن سورهء حمد بخوانند و زبان دور دهان بگردانند ، يا گهگاه سركهاى كه از شراب بدست آمده باشد در دهان بگيرند .
ديگر براى سلامت لثه و سفيد كردن دندان اين بود كه دندان را با نمك نرم بشويند و با
هامش
( 93 ) . اسباب ديگر نفاق ميان شيعه و سنّى ، از ساختههاى از ما بهتران ؟ ! جملاتى كه در هر درد و مرض و رنج و وجع به كار ميآمد و چنين تلقين شده بود كه در اين امور داراى اثر فورى مىباشد . همچنين لعن چهار ضرب ختمهائى داشت كه براى مهمات ميگرفتند .