تشييد علاقهء فىمابين اين دو ملت را كمايليق خواهند نگاشت . ما جهت آنكه سرمشقى به دست داده باشيم ، عكس مجاهدين برادران عثمانى و ايرانى خود را در اين كتاب به يادگار مىگذاريم و بنده از خدمات پيشقدمان اين دو قوم - كه در يك وقت و زمان به عالم اسلاميت نمودند - مىنگارم .
نخست ، بايد دانست كه تبديل حكومت عثمانى و برچيدن اساس عبد الحميدى در اين عصر كار آسانى نبود ، خصوصا وقعهء سى و يكم مارث [ مارس ] - كه از خلقت حضرت آدم تا حال امثالش كمتر ديده شده - و اينگونه اختلال در هيچ دولت بروز ننموده ، دفع آن از خوارق عادات به شمار است . تمام سياسيون و سرداران بنام عالم را اين فتح و فيروزى مبهوت نموده ، انگشت حيرت به دندان گزيدند و در تفصيل آن ، مانند محاربهء ژاپون و روس ، كتابها نگاشتند و اين فتح را سه مرد بزرگ ، جنابان مستطابان اجل اكرم « محمود شوكت پاشا » و « نيازى » و « انوربيگ » بانى بودند - كه اسم ايشان در اين كتاب گزارده شده - لذا لازم مىآيد كه چند كلمه از خصال حميدهء آنان بيان شود . با آنكه اين فتوحات را جمع دول و ملل به نام آنان ضبط و ثبت نمودهاند ، آيا اين سه مرد بزرگ ابدا به روى بزرگوارى خود آورده و يا اظهار فخر و مباهاتى نمودند ؟ تمام سفراى دول افتخار خود مىدانند كه يك ساعت با ايشان مصاحبت نمايند ؛ هر آنكو با آنان سخن از سياسيات به ميان آورد پاسخ شنيد : « ما از اين فن بىخبريم و سرباز مىباشيم . وظيفهء سربازى خود را اجرا نموديم . » و بعد از انجام كار بدون آنكه متوقع رتبه و مقامى باشند ، هر يك به سر كار خود رفتند . علاوه بر آن ، محمود شوكت پاشا - كه سرمفتش سه اردو و داراى منصب امير نويانى بود - منصب امير نويانى را به خودى خود ترك و خود را سرتيپ خواند . لذا پاشايان ديگر - كه بلااستحقاق و به خلاف قانون از طرف عبد الحميد امير نويان و مشير و مشار شده بودند و در مقابل خدمتى كسب استحقاق ننموده بودند - از اين قصه [ عبرت ] گرفته مناصب عالى را ترك و با كمال معذوريت خود را به مناصبى كه لياقت و استحقاق داشتند تنزل دادند . امير نويان سرتيپ اول ، امير تومان سرتيپ دوم ، سرتيپ به پايهء سرهنگى تنزل نمود و هكذا در اردوهاى عثمانى هشتاد مشير بود ، اينك ده نفر نمانده ؛ اين عنوان مشير در اروپا مارشال است . در تمام روسيه چهار مارشال هست و در آلمان دو و در انگلستان يك ، در عثمانى هشتاد ، زيرا عبد الحميد به هر كس اظهار ميل مىكرد رتبهاش را ترفيع مىنمود . گذشته از آنكه محمود پاشا مناصب را قانون كرد ، به قدر چهار پنج كرور تفاوت خرج بروز نمود و از خرج كاست و صداى احدى بلند نشد ، زيرا نخست دربارهء خود اين فقره را روا ديد و به مفاد « پيكان به تير جا كند ، آنگاه بر
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 763
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٧٦٣