و ما را به صراط مستقيم « المؤمنون اخوة » هدايت فرماى كه با همديگر اتحاد كرده طريق مساوات و مؤاسات پيش گيريم ؛ از اخلاق ذميمه و رذيلهء كبر و غرور و بخل و حسد نجات ده ؛ حب وطن و ابناء وطن را در دلهاى ما محكم كن ؛ اى خداى عزيز ! جميع نعمت خود را بر ما كرامت فرمودى كه ما را به دين حنيف اسلام دلالت نمودى كه شرايط آن عدالت و اخوت و مساوات بود . فقط مستبدين - كه داخل در تحت آيهء شريفهء
« يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ »
بودند - آن نعمت عظمى را سوء استعمال كرده ما را محروم كردند ، ما را به كفران نعمت واداشتند ؛ وظيفهء عبوديت به جاى نياورديم ، از اطاعت اولو الامر سرپيچ شديم ، مراعات قوانين اسلاميت نكرديم . خدايا ، به حق اسماء عظامت ، ما را به همديگر مهربان كن و پادشاه را به ما رئوف و رعيتپرور و عدالتگستر كن ؛ حب پادشاه را در دل رعايا جاگير فرما و ديگر ما را محتاج به اينگونه كتب و رسايل مفرما ؛ مشروطهء ما را محكم و ديوان عدالت ما را مستحكم فرما !
بعد ازين ، چند از حقيقت دم زنم ؟ مدتى هم در مدح و ثناى امراى عادل رعيت دوست و نيكخواه ملت و فوائد تحصيل علم و صنعت نويسم و مشغول تحصيل معيشت خويش و ازدياد ثروت مملكت و دولت باشيم . يا رب ، دعاى خسته دلى مستجاب كن !
اعتذار
عموم احبا و اصدقا مىدانند كه جلد سيم سه سال بود كه تحرير شده بود ولى در طبع تأخير شد ، زيرا كه در زمان استبداد در دست بود ؛ هنوز به اتمام نرسيده بود كه حكومت مستبده متبدل به مشروطه گرديد . چون ريشهء استبداد از بيخ و بن بركنده نشده بود ، به آبيارى طاغيان چابكدست در اندك زمانى از نو نشو و نما يافت ، محكمتر و سختتر از اول گرديد تا هيجده ماه بحران خود را نمود . به حذاقت طبيبان عالم و مجرب مجددا مانع ترقى ظلم گشته و ريشهء منحوسهء استبداد از بيخ بركنده گشته ، نير اعظم عدالت از مشرق ايران تابان و لمعان گرديد . مستبدين خوار و بىمقدار ، عموما گرفتار ، محكوم حكم عدالت گشته ، سزاى كردار ناصواب خويش از قتل و صلب و طرد و تبعيد ، هر كس به فراخور حال خويش ديدند ، و نداى
« ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ »
شنيدند . چون در اين اختلال ، به مقتضاى « هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد » سياق سخن از دست رفت ، اين است كه صحبتهاى پيش از وقت حاضر شده ، منافى تقاضاى وقت و موقع گشت . خصوصا تعبير خواب يوسف عمو كه به رضا خان مازندرانى شرح حال اهل بهشت و جهنم را حكايت كرد . خلاصه ، عقبماندهء مطالب را با مطالب تازهء كتاب