اعانهء ملت دو كشتى جنگى زرهپوش به نام ايشان درست خواهند نمود . اين است قانون مدنيت و وظيفهء انسانيت ! و بر فرد فرد ايرانى فرض است در پاداش اين پايدارى مجاهدين - كه ما را از چنگ استبداد رهانيدند - به قدر قوه و دانش و بينش خود يادگارى جهت ايشان ترتيب دهند تا دائم در خاطرها بوده و آن را به طلب مغفرت ياد نمايند ، خاصه من بنده كه بيش از همه در اين فقره ذىحصه مىباشم ، زيرا سى سال است در طريق اين آرزو قدم زده و صرف مقدرت و عمر نمودهام و مسلم هم نزديك و دور است . و از براى احدى جاى اشتباه نيست . « بودم آن روز من از طايفهء دردكشان كه نه از تاك نشان بود و نه از تاكنشان . » در آن وقتى كه لفظ مشروطه بر زبان كسى جارى شدن نمىتوانست و از معناى استبداد كسى آگاه نبود ، بنده قولا و قلما به آگاهى برادران وطن كوشيده و آنان را جهت استرداد حريت دعوت و همه را از وضع ظلم و استبداد حكام آگاه و در اين راه هرگونه فداكارى را بر خود هموار و از صرف نقدينه و عمر خوددارى نداشتم و در پى اين آرزو مىشتافتم . در صورتى كه گمشدهء مرا - كه سرگشته او بودم - به دست آورده و به من سپردند و به آرزوى ديرينهام رسانيدند و در پيرانه سر به حاجت خود واصلم نمودند ، تا چه درجه بايد متشكر بشوم و به اداى وظيفهء تشكر بپردازم ، تا دين من ادا گردد . معلوم است دستگاهى كه در خور آن پايگاه ، يادگارى به پا نمايد ميسر نيست . به مفاد
گرچه آب بحر را نتوان كشيد * هم به قدر تشنگى بايد چشيد
آن بزرگواران را در اين كتاب كه جز از حرف حريت و مساوات و عدل در او حرفى نيست به يادگار گذاشته و عرض مىنمايم : « چه كند بينوا ؟ همين دارد . »
عكس آن وجودان محترم كه در راه حريت و مساوات سر بر كف نهاده و رضاء الله در اين راه جهاد نمودهاند محض يادگار به ترتيب نقش مىشود :
نخست لازم است شمايل هاديان دين و نائبان حضرت حجت و آيات الله فى الارض ، مقتداى خاص و عام حجج اسلام غفرانپناه ، علين آرامگاه ، حاجى ميرزا حسين ، حاجى ميرزا خليل طهرانى و آقاى آخوند ملا محمد كاظم خراسانى و آقاى ملا عبد الله مازندرانى گذارده شود و بايد عموم ملت ، از خاص و عام ، بدانند كه اگر اين بزرگواران اقدام نفرموده و خلاصى ملت را وجههء همت خود قرار نمىدادند ، ملت نائل به اين آرزو نمىشد ، سهل است ؛ خلل به اركان شريعت وارد مىآمد . زيرا امثال شيخ فضل بىنور - كه پيروى از شريح قاضى مىنمايند - مردم عوام را فريفته و به اجراى شقاوت پرداخته ، شرع را بدنام و قانون عدل را حرام گفته و با ترويج قانون استبداد استقلال