تاج و تخت ايران از عالم غيب وديعهء دست ملت ايران است كه هر كس را شايسته و قابل دانند به دو سپارند و كسانى را كه غير قابل و متجاوز از فرمان حق ديدند از تاج و تخت كيان محروم سازند . چنانچه مسلمانان در عرض يك سال سه پادشاه ظالم متعدى را خلع و به جاى آنان هر آنكو را لايق و شايسته ، بر سرير سلطنت نشاندند .
چنان مىنمايد كه اين سال ، سال سعادت مسلمانان است . معلوم است كه اين وقوعات توجه تمام ملل را به سوى تركيه و ايران معطوف ساخته . جاى تشكر است كه اين دو ملت پس از آنكه سالهاى دراز در زير شكنجه استبداد زار و زبون بودند هر دو يك دفعه همآهنگ گرديده و به خلع پادشاه ظالم خود ابتدا نمودند . بلى ! چون مرض يكى بود درمانش هم منحصر بود . علاوه بر آن ، قرابت مادى و معنوى اين دو قوم ثابت و محقق گرديد . بايد دانست همچنانكه مشروطهء ايران عثمانى را تأييد نمود ، خلع سلطان حميد هم مؤيد و مشوق ايرانيان گرديد در خلع پادشاه جبار ايران ؛ و بايد دانست بقاء اين دو دولت بسته به آن است كه پيوسته چنانچه معنا مؤيد يكديگرند مادتا نيز در تأييد يكديگر ثابت قدم و در سياسيات نيز توأم حركت نمايند ، زيرا بقاى هر يك بسته به بقاى آن ديگرىست و لازم است به خطاياى ماضى معترف و در آتى به تدارك و تلافى كوشند ، زيرا خردمندان طرفين سنجيده [ اند ] كه همهء اين اختلافات را بانى و باعث حكمداران مستبد بودهاند كه دوام و بقاى خود را منوط و مربوط مىدانستهاند به اختلاف آراى امت و نفاق فىمابين آنان ، لذا همّ خود را به جعل بعضى خرافات صرف و نام آن خرافات را حديث گذارده ، به توسط علماء سوء در ميان مردم عوام پراكنده نمودند . رفته رفته همان خرافات جاى حديث را گرفت و ابدا از سوء عاقبت نينديشيده و اتفاق ديگران را در عليه خود پيشنظر اعتبار نياوردند ، اسلام را ضعيف و دشمنان را قوى ساختند . كار درجهاى را كسب نموده بود كه فكر اتحاد امر محال مىنمود . اين اتفاقات حسنه - كه هر دو ملت در يك زمان به طلب مشروطه برخاسته و در طلب آزادى همآواز گرديدند - آنان را به يكديگر معرفى نموده و رشتهء علاقه مادى و معنوى را در بيان آنان استحكام داد ، چنانچه يك عثمانى ديده نمىشد كه از مصائب ايرانيان متألم و متأثر نباشد و مطبوعات عثمانى ، از ترك و عرب ، از همدردى دمى نياسودند و هكذا يك ايرانى يافت نمىشد كه شركت در شادى برادران عثمانى نكرده باشد ، بلكه كافهء زنان و كودكان ايرانى در اين عيش ملى وجدانا با عثمانيان شركت داشتند .
بارى ، در اين خصوص گفتنىها بسيار است - كه اين كتاب را گنجايش آن نيست و علاوه بر آن ذكرش مناسب سبك اين كتاب نيست . معلوم است اربابان دانش و قلم لزوم
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 762
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٧٦٢