انسانيت مسئول و شرمسار خواهيم شد و شايد اگر كسى ايراد گيرد كه « اسلاف او هفت سفر فرنگستان كردند ، به حال ملت و مملكت چه تحفهاى كرامت آورند ؟ » جواب آن است كه آنها نه به خيال انتباه سفر كردند ، بلكه به فكرى رفتند كه خامه را عار آيد از نوشتن . اينقدر توانم گفتن كه به تماشاى تياتورها و مغازههاى بلورفروشان و جواهرچيان و غيره و غيره رفتند . كسى را كه هادى و رهنما و مربى على اصغر خان و امير بهادر باشد ، چه استفاده توان كرد ؟ رفتند چنانكه رفتند . سودى كه حاصل كردند ملت مظلومه را به پنجاه كرور قرضدار كرده در رهن گذاشتند ، اين بليهء خانمانكن را به سر ملك و ملت آوردند ، به جز بولهوسى و عياشى خيال ديگر در سر نداشتند . ان شا الله كتاب علاحده گشته عن قريب طبع و نشر خواهد شد . خلاصه ، به عقيدهء بندهء نگارنده ، جهالت محمد على ميرزا براى ملت توفيق جبر شد ، چون :
خوى بد در طبعش كه نشست * نرود تا وقت مرد [ مرگ ] از دست
دير يا زود آنچه كرد ارباب بصيرت منتظر بودند . اگر دير مىماند اين معصوم را مثل خود تربيت مىكرد ، يك شاپشال ديگر مىآورد . گرچه جانها تلف و اموال غارت شد ، اما سبب سعادت ابدى دولت جاودانى گرديد . ملت خوشبخت ، رعيت يك حكمرانى عالم و عادل صاحب اخلاق حسنه ، دارا و مالك ثروت خواهند شد .
« شكر نعمت نعمتت افزون كند »
وظيفهء انسانيت اداى شكر منعم است و هر آنكو شكر نيكويىهايى مخلوق را نگذارد ، چنان است كه شكر منعم حقيقى را به جا نياورد . نعمت كدام است ؟ اگر كسى با قطرهء آبى از كسى يارى نمايد ، نعمتى به او بخشيده و شكرش واجب است . پس هرگاه كسى به مفاد « من احيا نفسا فكانما احى النفس جميعا » يك قوم قديمى را از ورطهء هلاكت رهانيده و به سرمنزل سعادت رسانيده روانى تازه بخشيده و سبب حفظ و بقاى شريعت حقهء خاتم النبيين ( ص ) گرديده باشد ، آيا شكر نعمت اينگونه بزرگواران را به چگونه مىتوان ادا كرد ؟ معلوم است من و صد چو من از عهدهء هزار يك آن برآمدن نمىتوانيم .
بهتر آنكه داد متمدنين اروپا و روش آنان را ، در وظيفهء حقشناسى ، پيشنهاد خود نموده ، ذكر او را به مفاد « كز عقبش ، ذكر خير زنده كند نام را » طالب باشيم . قوم مدنى اروپ مجسمهء آن اشخاص را ساخته و ترجمهء حال او را انتشار مىدهند . نام ايشان را زندهء ابدى مىسازند و ملت نجيب عثمانى هم در پاداش خدمات « نيازى » و « انوربيگ » دو محله را به نام ايشان خواندند ، [ محلهء نيازى و ] محلهء انوربيگ نام نهادند . علاوه بر آن ، با وجه