تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
و مزاجگوى هرزه‌دراى متقلب تقلدآور ، گردى به آيينهء منير ضميرش نشسته تيره و تار نموده زنگ بگيرد ؛ اين جور اشخاص را ابدا به دربار فلك مدارش راه ندهند و مربى و معلم از اشخاص متدين و عالم و دولتخواه و ملت‌دوست قرار دهند ، حسن اخلاق و اصول دين و منطق و اصول فتوحات و قانون مملكت‌دارى و رعيت‌پرورى و لشكركشى بياموزند و چنان باشد كه در حين صلح مهياى جنگ باشد ، از تدليس دشمن دوست [ نما ] ايمن نباشد . تاريخ عموم ملل ، خصوصا ايران ، و جغرافياى عمومى ، به تخصيص ايران ، و عهدنامه‌هاى سلاطين ، على التخصيص سلاطين ايران ، از عتيق و جديد ، حفظ فرمايند و سبب جنگ‌هاى تمام دول ، خصوصا جنگ‌هاى ايران ، و نتيجهء آخر آن را ملكه نمايد و فن حرب را مانند ايمپراتور آلمان بداند ، برازندهء آن باشد كه پادشاهان را سركماندر [ كماندور ] مىگويند مسمى به اسم باشد . دانايى پادشاه بايد به درجهء معلمى برسد . اين‌ها هم كافى نيست . بايد نظريات ديده و تجربه حاصل نمايد . پيش از آن‌كه زمام سلطنت را مستقلا به دست باكفايت بگيرند ، بايد پنج و شش نفر از دانشوران امراى درگاه - كه هر يك در علوم عتيقه و جديده ممتاز و با ديانت سرافراز باشند - به سياحت غيررسمى فرستاد . نقشهء سفر و دستور پروگرام بايد در طهران نوشته شود . مدت اين سياحت از چهار ماه كمتر نباشد . ابتدا پترسبورغ تا پايتخت ديگر دول اروپ ، تا ژاپونيا و امريكا ، و پيش از وقت در كجا بايد چند روز اقامت فرمايد و كدام سربازخانه و كدام مدرسه و كدام كارخانه و كدام فابريك و كدام عدالت‌خانه در چه روز و چه ساعت اتفاق افتد ، همه نوشته و حاضر باشد كه بدون تغيير و تبديل شود . حتى سؤال و جواب - كه لازم احتمال خواهد شد - بايد از طهران حاضر نمايند . بعد از تحصيل علوم ، اين نظرات و تجربيات را كه ديد ، جلال و جبروت سلاطين مشروطه و آبادى و ثروت ممالك ايشان و انتظام عسكرى و كشورى آنان را كه ملاحظه فرمود ، بعد از مراجعت خود به خود شايق عدالت و دشمن استبداد خود اعلىحضرتش خواهد شد و يقين خواهد فرمود كه مشروطه‌طلبان را به جز ازدياد شأن و شوكت و استقلال سلطنت و كثرت سپاه و فراخى مملكت منظورى نبوده و نخواهد بود و - گمان دارم - خواهد دانست كه عموما از سوزش دل از زبان قلم جارى گشته ، و الا ما را غير از استقلال سلطنت غرضى نبوده و چنان‌چه امروز ما سلاطين ماضى را به نفرين ياد مىكنيم - كه عالما و عامدا ما را در وادى جهل حيران و سرگردان گذاشتند - اگر اين پادشاه معصوم را ما در جهل بگذاريم كه از پدر و مادر جدا شده ، در تعليم و تربيتش سعى بليغ ننماييم ، همان لعن و نفرين عايد ملت خواهد شد ؛ و اگر دقيقه‌اى غفلت شود در نزد خدا و پيش وجدان در محكمهء
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 758 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو