تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
همان حساب است . اگر درباريان بگذارند راه اين است : صلح ، صلح ، صلح ، الصلح خير . و درباريان هم بدانند وقت عناد نيست . زمان با زبان حال خطاب به ايشان مىگويد :
يا تو را من وفا بياموزم * يا ز تو من جفا بياموزم يا وفا يا جفا ، از اين دو يكى * يا بياموز يا بياموزم
من آن‌چه شرط بلاغ است با تو مىگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال !
غرهء شهر شوال سنه 1326

مكتوب از طهران آمده ، 1000 نسخه طبع كرده به هر جا فرستاده شد

مختصر از مفصلى واقعهء فاجعهء طهران مورخهء بيست و سيم شهر جمادى الاول 1326 . از طهران مورخه 3 رجب فدايت شوم ! اميد كه ان شا الله مزاج مبارك قرين صحت و اعتدال و خالى از كدر و ملال است . تعليقهء شريفه چندى قبل زيارت شده ، بدون سبب جواب آن به تأخير افتاده : يكى آن‌كه مرقوم داشته بوديد عزيمت « ويانه » داريد ؛ دوم اين كه بعد از تخريب مشروطه و قتل و غارت طهران پست‌ها از نظم افتاده ، اهل استبداد به جهت مصلحت و پيشرفت كار خودشان ، كاغذهايى كه چه از طهران و چه از اطراف ، بعد از چند روز ورود پست توزيع مىكردند . هرگاه بخواهم از وقوعات آخرى طهران شرح بدهم به هر فقره آن اگر دست بزنم ، به اين اوراق نگنجيده كتاب‌ها مىشود . اين‌قدر هست كه خراب و تاراج كردند ، گرفتند و زدند و بستند و كشتند . هر كار ناگوارى و هر ظلم و اعتساف و هر قسم وحشىگرى و بربريت كه به نظر شريف برسد مضايقه نكردند ، به هر غافل و هر كند ذهن و هر منكر ، مانند آفتاب ، معنى استبداد را فهماندند . به اعتقاد خودشان ، مفسدين و فضولين و كسانى را كه مصدر كارى بوده گرفتند ، حبس كردند و كشتند ، خانه‌هاى ايشان را خراب و ويران تاراج نمودند . اين‌ها عنوانى داشتند ، اما خيلى كسان مظلوم و سالم - كه هيچ از اين عوالم خبر نداشتند - نيز گرفتند و صدمه رساندند . مثلا در فهرست و سياهه كه به دست مأمورين داده‌اند نوشته‌اند « مشهدى على دلاك » را بگيرند ، مأمورين اشتباها يا قصدا به خانهء « حاجى على دلال » ريخته خانه‌اش را تاراج كرده خود صاحب‌خانه را لخت نموده ، دست و پاى عيال و اطفال را لرزانيده و او را كتك‌زنان در جلو اسب‌ها پياده مسافت بعيد را به باغ شاه برده ، فورا زنجير به گردن انداخته حبس