شما را به خدا ! ملاحظه فرماييد سالار مكرم از خوى حركت مىكند ، به قدر سيصد و پنجاه نفر سوار كرد به عنوان پيشدار خود يك روز اول حركت مىدهد و آنها كارى مىكنند كه سالار خودش به هر منزلى كه مىرسد همه را زير و زبر ديده ، به جسدهاى خاك و خون آغشته و زنهاى بىسيرت و خرمنهاى سوخته حيرت مىآورد . نزديكى « كوزهكنان » رسيده ، اهالى آنجا از ترس جان قربانى براى خود و توپ دولتى و تعارف و فلان آورده و شيوخ و ذاكرينشان با هزار التجا و سوگوارى دستخط امانى از سالار گرفته و برمىگردند اهالى را اطمينان بدهند كه قشون دولتى ديگر با ما ندارد . مىبينند سيصد نفر پيشدار سالار يك بام و يك جاى سرپوشيده باقى نگذاشتهاند كه لامحاله سردار شرير خودشان در آن خانه منزل نمايد ، يك خرمن باقى نگذاردهاند كه مرغان صحرا و مورچههاى بيابان تمتعى بردارند . بيچاره اهالى « كوزهكنان » در سايهء رعيتپرورى شاه شما دست زن و بچهء به دست آمدهء خودشان را گرفته و به دامنهء كوه « ميشو » رفته ، فقط مرغان خانگى كه از ايشان باقى مانده بود نصيب سربازان بيچارهء بازمانده شده و غير از دود و حريق چيزى باقى نديدهاند . اهل « شبستر » از قضيه و رفتار اردوى دولتى مطلع شده با رياست حاجى مير طاهر پسر حاجى مير اسماعيل ، چهارصد نفر به استقبال اردو در بيرون شهر منتظر قدوم مبارك سالار بودهاند كه صد قدم به هيئت مستقبلين مانده سواران ماكو ريخته همه را لخت كرده و كوتك زده دست كشيدهاند ؛ و خود سالار حرامزاده به هر قصبه ، به هر دهى كه رسيده از باقىماندگان آنها پول گزاف گرفته كه دوباره خودش قتل و غارت نكند . از آن جمله مبالغ كلى از « شبستر » گرفته و تمام اغنام و مواشى را هم بردهاند . قريهاى كه در سر راه بود همه را قتل عام نموده و غارت و آتش زدهاند و قريهء « على شاه » را بعد از غارت و قتل ، پيشداران مبلغ كلى گرفته دوباره نچاپيدهاند و اين راه دور را از « خوى » تا دم « پل آجى » غنيمت و مال و فرش و پول و به قدر دويست نفر اسير از دهاتيان و حتى در قريهء « آلوار » مخزنى را كه پر از اموال مفروشه و جواهر و لحافهاى مخمل و پردههاى اطلس و غيره بود و گويا رحيم خان از غارت تبريز در آنجا پنهان كرده بود آدمهاى سالار پيدا كرده با هم بردهاند .
شما را به خدا ! مملكت خودمان سهل است و اهالى ايران را هم كه دولتيان به جاى خر گرفته و سوار گردن بىغيرتىشان شدهاند ، اما اين حركات وحشيانه را در نظر خارجه چه مىتوان گفت ؟ بىشرمانه به همه جا منتشر مىكنند كه اهالى آذربايجان شرارت مىكردند ، اردوى دولتى را فرستادهايم كه مال و جان مردم را از شر اشرار تبريز محافظه
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 749
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٧٤٩