تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
فصلى و يك حرفى از قانون اساسى - كه خلد آشيان مظفر الدين شاه مرحوم صحه گذاشته و او را با متمم‌اش خود محمد على شاه امضا كرده و تمام پيشوايان روحانى تصديق فرموده - كم و زيادى شود ، قبول نخواهيم كرد و هر مجلس را كه در خلاف قانون مذكور ترتيب بدهند مقررات همان مجلس شخصى و خصوصى است ؛ ابدا از طرف ملت سمت وكالت و رسميت را ندارد . ملت ايران قانون اساسى و انتخابات و غيره دارند ، ديگر قانونى را كه از معدهء فسادآلود شيخ نورى و فكر شيطنت نمود لياكوف روسى بيرون خواهد آمد احتياج ندارند . مخفى نماند كه هيچ دولتى به داخلهء ايران حق تجاوز ندارد و نخواهد داشت . خصوصا آخرين معاهدهء دولتين روس و انگليز در « روال » مؤيد اين قول است ، اگرچه تا آخرين نفس يكديگر را بكشيم و ملك خود را خراب كنيم به آن‌ها دخل ندارد ، اين‌كه گاه‌گاه تواتر مىكند كه قشون روس تجاوز كرده و خواهد كرد صحت ندارد . پولتيكى است كه ملت را مىترساند ؛ دولت روس آنقدر تواند كه حفاظ رعاياى خود نمايد . اين آخرين عرض را بيان كرده مطلب را ختم كنم . اى عموم هموطنان و خاصه خوانين كرام ، اى رؤساى ايلات ، اى سادات ذوى الاحترام ! بدانيد و آگاه باشيد در دنيا هيچ ملت بيدار شده و حق‌شناسى را هيچ دولت مقتدر و سفاك نتوانسته با قوهء جبريه بخواباند . هر ملت كه مظلوميت خود را حس كرد و ظلم دولت را فهميد ، در صدد استرداد حقوق برآمد ، آخر آخر غلبه با ملت شده است . تفاوتى كه دارد بعضىها مثل ايرانيان خون ريخته زحمت كشيده‌اند و بلكه زحمت خونريزيشان ده مقابل ايران بوده است ، مثل اسپانيا و فرانسه ، ولى بعضىها را پادشاهان عاقبت‌انديش و رعيت‌پرور ظهور كرده مثل مرحوم مظفر الدين شاه و سلطان عثمانى كه با وجود آن قدرت فائقه دانست كه ستيزه با ملت بيدار شده مشت بر سندان زدن است ، حق شرعى و عرفى ملت را داد و خلاص شد ؛ يا مثل پادشاه عادل ژاپون ديد سبب ترقى فرنگ فقط قانون مشروطيت و عدالت و مساوات است ، بدون خواستگارى ملت داد و خلاص شد و شرف و نصرتى و غلبه‌اى كه از جنگ روس حاصل كرد ، جز قانون مشروطيت ، نظام عدالت و درستكارى نشد . پس درست فكر فرماييد ! رحم به وطن خصوصا به اولاد خودتان نماييد ! چنان نباشد كه مثل مستبدين عثمانى بعد از غلبهء ملت ، شما را حبس و اولاد شما را خوار و ذليل بدارند . روز تأمين استقبال اولاد شماست ، آن‌ها را عزيز و باعزت در نزد ملت امانت
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 747 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو