تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
شما را موافق مسلك خود رنگ شرعى ندهد - هرگاه بنا اين باشد كه به كنه شريعت دست زنيم ، محمد على شاه ابدا در سلطنت بقا نتواند بكند . / 6 / مىگويد : « چون اشرار تبريز به قدرى هرزگى و شرارت و خونريزى كرده » ، الخ . . . تمام جرايد عالم ، تمام سفرا ، تمام خبرنگاران با حيرت تمام نوشته و در مجامع و مجالس گفته و علنا تصديق مىكنند كه اهالى تبريز با آن همه جسارت و شجاعت و استحقار موت ، چنان مدنيت و اعتدال به خرج مىدهند و حتى با اسرا و دشمنان خود چنان رفتار مىكنند كه عموم جهانيان را حيران مدنيت خود نموده‌اند ، ولى قشون شاهى و مأمورينشان در نهايت بىارتباطى اجراى شقاوت و وحشىگرى مىكنند . يغماى كاروانسراها و بازار و دكان‌ها را رحيم خان و شجاع نظام كردند يا اهل تبريز ؟ شرارت و هرزگى را منصوبين محمد على شاه كرد يا احرار غيور تبريز ؟ / 7 / مىنويسد : « . . . و اهالى مظلوم آنجا از شر اشرار آسوده نشوند و امنيت اعاده ننمايد . » الخ . . . اولا ، مقصود از اهالى مظلوم تنها حاجى ميرزا حسن و امام جمعه و پنج يا شش نفر ديگر است كه باقى تجار ، اصناف و كسبه و ساير طبقات رعيت را ظالم مىخوانند . ثانيا ، غرض از اعادهء امنيت آن است كه سواران ماكو را مىآرد و - چنان‌چه ذيلا در مكتوب ارومى مشروحا مرقوم است - اعادهء امنيت مطلوبهء خود را نمايد . اى اهل ايران ، درست دقت فرماييد ! در تمام اين فرمان بىمعنى يك كلمهء مشروطه ننوشته كه گويا كلمهء فرنگى و كفر و نجس است . خاكت به سر ! مشروطه [ يا ] مشروعه و غيره كارى در لفظ نداريم . ما مىگوييم : « عدالت ، مساوات ، حريت » ، يعنى كسى را ناحق نگيرند ، نكشند ، بىاذن داخل خانهء مردم نشوند ، بيت المال مسلمين صرف شهوت‌رانى چند نفر گردن كلفت بىهمه چيز نشود ، سرباز پابرهنه نماند ، در تمامى امورات ملك و ملت به اصول مشورت صحبت شده ، حق سلطان و گدا در تحت قانون معين باشد . خدا چنين فرموده ، پيغمبر چنين خبر داده ، كتاب الله چنين نوشته ، تمام ملت روى زمين قبول كرده ، تمام پادشاهان غير از شما ، راضى شده‌اند ؛ به هر اسمى كه بگذاريد مطلوب ما همان است كه گفته شد . غرض از اين تفاصيل آن است كه اين فرمان جديد شاه به قدر خردلى ارزش ندارد و از راه حيله و اغفال نوشته تا موافق ميل خود مجلسى ترتيب داده و فورا رأى استقراضى گرفته و با همان پول‌ها اين ملت بيچاره را يك به يك از دم شمشير جفا بگذرانند . اگر يك