تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
ژاپون پنج نفر چنان عالم - كه اكنون در مجلس ايران نشسته‌اند - نبود ، بعد از قبول كردن مشروطه مكاتب تأسيس كردند پى تحصيل علم رفتند كه در اين مدت قليل مشار بالبنان گشتند و انگشت عالمى را در دندان حيرت گذاشتند . حالا ما گيريم كه به اين حالات مانديم ، ميرزا على اصغر خان اتابك رفت ، ديگرى آمد ، سى سال ديگر صدارت كرد ، چه ثمر خواهد داد ؟ و بعد از اين نايب السلطنه ، نايب السلطنهء ديگر آمد وزارت جنگ نمود ، آيا لشكرى بهتر از اين فراهم خواهد نمود ؟ و بعد از پنجاه سال ديگر ، امير بهادر ديگر پيدا شد ، از اين عالم‌تر خواهد شد ؟ شما مثل جدت پنجاه سال سلطنت به اين وزرا كرديد ، چه مىشود ؟ از اين خوارتر و ذليل‌تر خواهد نمود و ناموس دولت و مملكت را از اين بيشتر خواهد برد و اعتبار و ناموس ايران را از اين كمتر خواهد كرد . پادشاها ، رعيت‌پرورا ، دسايس اين خودغرضان و مستبدين را التفات نفرما ! وقت خيلى تنگ است ، ديگران زياده مهلت نخواهند داد ، در دولت مشروطه كسى حق مداخله به داخلهء آن‌ها ندارد . پادشاها ، اميدگاها ، به اين امراى خودغرض - كه اعلىحضرتت را براى پيش بردن مقاصد خود آلت كرده‌اند - اعتماد نفرما ! به خداى لا شريك سوگند در ملت ايران اشخاص قابل كامل هستند ، نه ده نه صد هزارها ، كه مثل « بيسمارك » و « گلادستون » واقف كامل و عامل عمل مىدهند ، در مدت دو سال چه كارهاى سترگ كردند ، چه‌سان راه صد ساله را در دو سال رفتند ، به دنيا عقل و درايت خود را ثابت كردند .
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد
در پولتيك‌دانى و ديانت و شاه‌پرستى ايشان اين‌قدر كافى است كه تا حال با وجود مفسدين داخله و خارجه - كه دامن زنان نايرهء فسادند - به آب تدبير خاموش كرده‌اند ، و الا پارسال مملكت ايران مثل فرانسه 118 سال پيش شده بود و سلطنت محو گشته بود . گذشته از اين ، مشروطه شدن براى مسلمين صعب نيست ، مشروطه اس اساس مذهب ماست كه حضرت ختم رسل گذاشته . خدا كتاب قانون فرستاده كه عبارت است از عدالت و مساوات :
« اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى »
،
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ »
. بارى ، چنان‌كه اعلىحضرت فرمودند مامضى را هم بگويم . اميدوار كه اعلىحضرت همايونى هم آن مغرضين - كه وجود ايشان از سم قاتل مضر و كشنده‌تر است - از جوار سلطنت طرد و تبعيد فرمايد و توجه شاهانه به حال رعيت و ملت فرموده ، تلافى مافات شود كه وقت تنگ و عقب ماندن براى ما ننگ است . خلاصه ، انقلاب كبير فرانسه جهت تنبيه شاه نوشته خاتمهء كار شاه را به لوئى شانزدهم