تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
مثل زدم ، متنبه نشده ، سخنان حق و صدق را آويزهء گوش نكرده پس پشت انداخت ، عاقبت ديد آن‌چه را كه قبل الوقوع نوشته بودم . در نمرهء 42 حبل المتين درج است : گويا در نظرها هست وقتى كه بهشت آشيان پادشاه عادل مظفر الدين شاه فرمان قانون اساسى را امضا فرمود ، تمام ملت اسلام و خصوصا اهل ايران را يك باب سعادت گشاده شد ، يك عالم تازه نمودار گرديد . به ايران و ايرانيان وجد و خرمى داد ، چنان‌چه آن عالم را بنده شبيه به عالم « كرستو » كاشف امريكا كردم و مبالغه هم نبود ، چه اگر آن روز كرستو كلومب [ كريستف كلمب ] علامت ساحل را نديده عمرش به آخر رسيده بود ، عالم ايرانيان هم بىكم و كسر آن عالم بود . افسوس كه آن شادىها بعد از شش ماه مبدل به يأس شد ، فلك نگذاشت شاه عادل از كشتهء خود ثمر بردارد ، ما را در مهد امن و امان بگذارد . شد آن‌چه را ما منتظر نبوديم . بعد از اندك ، روز فروز ما مبدل به شب ديجور گرديد كه مفصل آن را مورخين دنيا نوشته به يادگار گذاشتند ، رسواى جهان شديم ، جمعيت ما فورا مبدل به پريشانى گرديد ، امروز به قول مرحوم شيبانى كاشانى گويا اين سخنان را در شأن وضع امروزى ما سروده است :
باغ پريشان و ابر و باد و كه و دشت * عيد پريشان و نوبهار پريشان خاطر مجموع كافيان در شاه * هست تو گويى چو زلف يار پريشان بخت پريشان نگشته است چرا گشت * شاه نشسته به تخت يار پريشان كار خلايق به اضطرار كشيده * هست دل خلق اضطرار پريشان
بلى ! به هر كجا نگرى جز پژمردگى و پريشانى نمىبينى ، كسى نه فكر عيدست ، نه از آمدن بهار خبر دارد . فقير و غنى ، اناث و ذكور ، شاه و گدا ، عالم و جاهل هيچ درد و الم ندارند ، در فكر غم زن و فرزند نيستند ، همه ترك تحصيل معاش كردند ، گروهى در فكر استوار كردن اساس مشروطه ، جمعى به خيال برانداختن اين بنيان ، اين كشمكش حالا قريب دو سال است و چند سال طول خواهد كشيد معلوم نيست ؛ اين كشمكش را ، چنان‌چه فيلسوفان و سياسيون بزرگ مكرر نوشته و گفته‌اند ، روش حال كنونى ايران هم مثل روش [ سال ] 1170 [ 1756 ميلادى ] ملت فرانسه نعل به نعل مىرود و مىتوان گفت تاكنون سر مويى كم و زياد نرفته ، چنان شباهت دارد كه گويا در يك قالب ريخته شده يا عكس آن حالات را برداشته حالا نشان مىدهند ، يا آن پرده‌ها را در پاريس درست كرده در تياتورخانه‌هاى ايران درمىآورند ؛ تفاوتى كه دارد اسامى آختورها [ آكتورها ] است