هم وفات كرد ، زمام اداره رسيد به دست معلم لوئى « قادرينال [ كاردينال ] فلورى » ادارهء اين فلورى از ادارهء فلپ قدرى بهتر شد . جلوگيرى از بعضى مصارف بىمعنى دولت كرد .
امور ماليه قدرى رو به بهبودى گذاشته بود كه احوال باز وخامت پيدا كرد ، يعنى در آن زمان ، پادشاه يعنى لويى پانزدهم ، به حد بلوغ رسيده بود .
اسراف و تبذير پادشاه از فلپ به مراتب زياد شد ، ابدا خود صاحب حكم نبود و در دست چند نفر فاحشهها اسير بود ، خزينهء دولت را به اختيار آنها گذاشته بود . در بين اين فواحش ، يك دختر صاحب جمال « بومپادور » [ پومپادور ] اگر صاحب اخلاق زشت بوده ولى عاقله و مدبره بود ، به پادشاه و به وكلايش خايف بود ، دولت فرانسه مدتى تحت تدبير اين دختر بود . اين « پومپادور » براى ادارهء حكومت آدمهاى عاقل پيدا كرد .
جلوگيرى از اسرافات را تا يك درجه كرد حتى از رئيس الوزرا « قونت [ كنت ] شوازل » كه از رجال بزرگ فرانسه بود ؛ اين شوازل در حمايت اين دختر به قانونى كه مكلف به آن بودند واسطه اتخاذ كرده بود . اين قانون خاصى بود ، يعنى هر حاكم در هر جا براى خود يك قانون داشت و بىاعتدالى تا درجهاى رواج گرفت كه اگر عارض مىشد فلان كس شتر مرا دزديد به جيب خود گذاشته نهان كرده عرض او در هر محكمه مسموع بود . لهذا در هيچ گوشهء مملكت امنيت باقى نماند . بدتر از همه به مردم صدمهء زياد مىرسيد از مأمورين خفيه ، در دست اين خفيهها اوراق طبع شده از ادارهء وزارت بود . اسم هر كس را كه مىخواستند ، به هر جنحهاى كه نسبت مىدادند ، نوشته آن آدم بىگناه را گرفته جريمه مىكردند . در يك سال غير از خفايا شصت ميليون فرنك به عنوان جزاى نقدى گرفته بودند . اين مأموران خفيه در هر كس بوى پول مىبردند تهديد كرده رشوه مىگرفتند . با وجود اين ، مصارف دولت چهار برابر مداخل شد . هيچ وزارتخانه از حال ديگر وزارتخانهها خبر نداشت . چنان هرجومرج شده بود كه در يك محله يك جنس را به پنج فرنك و در ديگر محله همان جنس را به پنجاه ، شصت فرنك مىفروختند و يك ارابهء مال در يك روز از چهل راهدارخانه گذشته ، هر يك راهدارى مىگرفتند . امتيازات يعنى اجارهجات حد و حساب نداشت ، مثلا به يك نفر امتياز مىدادند ذخيره را تا دروازهء شهر بياورد ، به ديگرى مىدادند تا به انبار داخل كند ، سوم به آسيا ببرد ، چهارم تا به دكان خبازان و اجارهداران . هر كجا [ مى ] خواستند فراوانى و هر كجا كمنانى مىكردند و تحميلات تماما به گردن فقرا بار بود . مأمورين كليسا و طلاب روحانى و كشيشها همه از هر جهت معاف بودند و مأمورين به نام دواير مال حملونقل مىكردند و يك شعبه مداخل ايشان بود . روحانيون ماليات مخصوص داشتند كه از زارعين مىگرفتند ؛ در
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 733
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٧٣٣