تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
تونس و سلانيك و كريد و ، و ، و . . . و اگر چند سال ديگر به اين منوال بگذرد قناعت به اسلامبول و بورسه خواهد كرد . در صورتى كه اعلىحضرت را نه آن عسكر مطيع و نه خزانه پر است . اين گروه قليل خائن به چه اميد حضرتت را اغوا مىكنند ؟ اعلىحضرتا ! نامهء مقدس حبل المتين مكرر از زبان عموم ملت قسم‌هاى مغلظه ياد كرده كه ملت ايران نجيب و شاه‌پرست و دولت خواه‌اند . مىخواهند كه اعلىحضرت ، مانند پادشاه آلمان و انگليس ، با فراغت خاطر به سير و شكار تشريف ببرند و ملت در حفظ و حراست شما [ از ] جان و مال دريغ ننمايد . شاهنشاها ! چنان‌كه پادشاه را رعيت لازم است رعيت را هم پادشاه واجب ، اگر شما را نخواهند كى را به جايت گزينند ؟
گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مهر * اين مهر بر كه افكنم ، اين دل كجا برم ؟
پادشاها ! حضرتت از ودايع مظفر الدين شاه اى ! حفظ آن سلطان رئوف عادل بر عموم ملت فرض است . اين خائنين مىگويند كه ملت جمهوريت مىخواهد . « هذا بهتان عظيم ! » ملت ايران اگر علم ندارند شعور دارند . اولا هر جا كه پادشاه ندارد شرف و ناموس ظاهرى ندارد . ثانيا در هر دولت و ملت كه تاج و تخت هست تقليد ايران كرده‌اند . ايرانيان ابدا تاج و تخت كيان را بىصاحب نمىگذارند ، چيزى را كه ايرانى اختراع كرده چگونه او را از نظر مىاندازد و مهمل مىگذارد ؟ در صورتى كه مجتهد باشرف بودند ، چگونه مقلد بىشرف شوند ؟ زيرا هر ملك كه تاج و تخت ندارد ملت آن به ظاهر ناموس و شرف ندارد . امروز فلان دباغ را رييس قرار دهند ، بعد از سه سال ، فلان خياط و فلان كفاش ؛ در پيش سلاطين جهان نه اعتبار داشته باشند و نه احترام . صاحب تاج و جمهوريت گشتن آسان نيست ! بايد عموم رعيت فردا فرد عالم و يك‌يك عارف و به مثل قاضى شوند ، كه ايران را از اين روز تا آن وقت مدتى راه است . پادشاها ! اين‌كه مىگويند ايرانىها از اعضاى مجلس آنارشست شده بهتانى است بس بزرگ ؛ آنارشست يعنى مال مال الله ، نگاه به خواهر و مادر جايز و زن خوش‌صورت با يكديگر عوض كرده اسمش را مساوات گذارند . نعوذ بالله از اين كذب و افترا ! اعضاى مجلس مقدس همه مردان امين دين‌دار ، اكثر علما و مجتهدين مؤمن وطن‌دوست باغيرت و ناموس ! جهد ايشان اين است كه مال مردم را از تعدى ظلام خدانشناس حفظ و عيال مردم را از تعدى بيگانه حفظ نمايند ، زن رعيت بيچاره [ را ] فلان اميرزاده نبرد ؛ ملك ملت مظلومه را به حكم علماء سوء بىباك فلان ظالم هتاك تصرف نكند ؛ از بيت المال مسلمين فلان سيد بدون استحقاق سالى صد هزار تومان اخذ نكند ؛ ملت بينوا را فلان صدر اعظم رهن نگذاشته براى خود باغ و بوستان