تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
چون بعد از مصالحه قرار گذاشتند كه به اين‌ها جزا بدهند ، عوض جزا ، در خانه‌هاى خود به استراحت نشسته تمهيد علاحده مىكنند كه چگونه اين مكان مقدس را شخم كنيم و آب ببنديم و سى كرور ملت را به خاك سياه نشانيم . لكن ملت بيچاره چشم به راه مجازات ايشان است كه بعد از آن‌كه علماى عظام و فقهاى كرام به حكم بر محارب بودن ايشان دادند ، باز ملاحظهء نوعيت در كار است . مختصرا ، مادامى كه اين ابليسان انسان صورت در پاىتخت بىمجازات بمانند و سزاى افعال و كردارشان را ندهند و مغلول نكنند ، ملت به اين صلح و آشتى اعتماد نخواهند نمود . آن‌كه بعد از يك سال خواهد شد امروز بشود ، مرگ يك روز ، شيون يك روز ! عموم مردم سرگردان ، باب تجارت بسته ، اعتبار مفقود ، هر كس منتظر همان هنگامه است كه در اواخر نامهء مقدس يادآورى گشته . روزنامه‌هاى طهران اين روزها آزاد نيستند . مجلس اذن نمىدهد كه ماوقع را كماوقع بنويسند ، افكار ملت را واضح بيان نمايند . شاهنشاها ، ايران مدارا ! اين خائنين اعلىحضرتت را مشتبه و اغوا مىنمايند ، مثل پادشاهان روس و عثمانى و رعيت را مانند رعاياى ايشان ارائه مىدهند . سهو بزرگ و خطاى سترگ و غلط محض است . اولا اين دو پادشاه هر دو عدالت‌خانه و قانون دارند ، فقير و غنى مساوىست ، هر دو به محكمهء عدالت حاضر شده ، مدعى و مدعى عليه هر دو پهلوى هم نشسته فصل دعوا مىنمايند . در ثانى ، اين دو پادشاه هر در ظاهر وزراى به اعلم دارند و اگر ارتكاب خيانت كنند پنهانىست نه برملا . ثالثا ، ايشان خزينهء مخصوص دارند كه براى حفظ شئونات خود خرج مىنمايند ، تنها سلطان براى مأمورين خفيه از جيب خود سه كرور مىدهد و آن شيادان - راست و يا دروغ - هرچه خبر باشد به او مىرسانند ، پول مىكشند . رابعا اين دو پادشاه لشكرى دارند مطيع و فرمان‌بردار ، دويست هزار سوارهء قزاق جان در راه پادشاه روس نثار مىكنند ، زيرا كه او را وكيل حضرت عيسى مىدانند ، و كذا عساكر عثمانى پادشاه را اولو الامر و خليفهء رسول مختار مىدانند و سلطان غير از مواجب دولتى سالى چند كرور از جيب همايون به ايشان انعام و احسان مىكند ، بيست هزار نفر در دور سراى سلطنت مشغول قراولى و حراست پادشاه‌اند . با وجود اين‌ها ، اين دو پادشاه مانند مجرمان محبوس‌اند و از اطاق نمىتوانند بيرون آيند ، خواب راحت نمىكنند و آب گوارا نمىنوشند . سلطان در مدت سى سال يك دفعه بيرون نيامده ، مثل غرباى اجنبى كوچه و عمارات اسلامبول را نديده و نابلد است و حيات اين هر دو پادشاه هماره در خطر است ، حبس‌اند ولى در اطاق زرنگار ؛ وزرا در پى مداخل و دادن امتيازات به اجنبى ، هر سال يك‌پارچه از مملكت به اجنبى مىدهند ، مثل مصر و