ياد نمىكنند . شاهنشاها ! اين خائنين اعلىحضرتت را از صراط مستقيم انحراف دادهاند به وادى پرخوف و خطر كشيدهاند كه راه نجات مسدود و چاره خلاصى مفقود . به تاريخ عالم رجوع فرماييد ببينيد چهقدر سلاطين عظام و فرمانفرمايان با احتشام ، با همهء كثرت خزاين و اقتدار و فزونى لشكر جرار كه به مرض استبداد مبتلا بودند ، با ذلت تمام و رذالت مالاكلام مقتول و يا مخلوع گشتند و شربت زهرآگين
« ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ »
چشيدند . ملت بيدار شده را هيچ حاكم قهار نتوانسته با قهر و غلبه بخواباند . اينك از سلطان حميد عبرت بگيريد ، با وجود خزينهء موفور و لشكر مطيع و كثرت ذكاوت و افزونى درايت به جز تسليم و رضا چاره نديد .
به عبرت نظر كن سوى رفتگان * كه فردا شوى عبرت ديگران
اين وضع حاليهء ايران و خونريزى بيكران و ظلم بىپايان نه تنها مملكت را پريشان و ملت را بىنام و نشان مىسازد ، بلكه مخل آسايش عموم گشته ، اجانب را محرك به اصلاح مىكند ، پاى اغيار را به مملكت باز و زبان طعن دشمنان دوستنما را دراز مىكند . آن وقت نه خسرو بماند نه خسروپرست ! شما را به خدا انصاف فرماييد ! هذيانات خائنين كه فقط به جهت آسايش دو روزهء دنيا و اخذ زخارف مانند وسواس القاى شبهه كرده هر روز به نيرنگى پيش مىآيند ؛ گاهى مىگويند ملت مىخواهد ظل السطان را جالس سرير سلطنت نمايند ، گاهى مىگويند خيال جمهوريت دارند ، هر ساعت به حيله و تزويرى پيش مىآيند . شما را به خدا ، عرايض خالصانهام را خود به خود محاكمه فرماييد ، سر مويى اگر خلاف يابيد قبول نفرماييد ! عموم عقلا و رؤساى ملت از اين تهمت برى هستند .
اولا افعال و اعمال و كردار ظل السطان بر احدى پوشيده نيست ، خصوصا به اهل اصفهان و فارس . هيچ عاقلى دانسته و فهميده تيشه به پاى حيات خود نمىزند .
در خصوص جمهوريت افتخار ايرانيان با تخت و تاج كيان است ، عموم سلاطين روى زمين اقتداء به ايران كردهاند . اولا ايرانيان تا جان در بدن دارند تبديل تاج و تخت نكنند . اين عار تقليد بر ناصيهء خود نگذارند و ثانيا جمهوريت با لفظ نمىشود . ملت جمهور اقل دو ثلثش بايد عالم و مفتى و قاضى باشد ، حال اينكه ابدا ملت ايران شرف و ناموس تاج و تخت شش هزار سالهء خود را زير پاى نمىگذارند ، خياطزاده و كفاشزاده را براى خود رييس انتخاب نمىكنند . ما را پادشاه پادشاهزاده لازم است . پس آيا ملت از نسل سلاطين صفويه كسى را سراغ