سيئات شما مستبدين به وسايل مختلفه در تخريب او كوشش مىشود ، مخالفين مشروطيت را موافق خود خود قرار مىدهيد . شما مستبدين كار را به جايى رسانيدهايد كه موقع آن گذشته كه مانند بعضى بگوييم كه اعلى حضرت شخصا طرفدار مشروطيت است ، اطرافىها القا و شبهه مىنمايند . دانايان به آواز بلند مىگويند اطرافىها داخل آدم نيستند و هرگز نمىتوانند يك قدم بىارادهء پادشاه بردارند . چه شد به مخالفت ، تمام اين خرابىها را از عدم مساعدت شخصى اعلى حضرت مىدانند ؟ به دلايل ذيل اگر اعلىحضرت مساعدت به مشروطيت داشت و ترقى دولت و رفاه حال رعيت را طالب بود ، مشير الدولهء مرحوم خانهنشين نمىشد ، راندهء دولت و ملت امين السلطان احضار نمىشد و به جاى او نمىنشست تا به وجود نحسش در تمام نقاط ايران هنگامهء رستاخيز برپا كند . اگر اعلىحضرت موافقت با ملت داشت ، اراضى خوى و سلماس و ارومى از خون ملت مظلوم چرا رنگين مىشد ؟ گاهى اقبال السطنه به قتل عام مأمور ماكو مىشود ، زمانى پسر رحيم خان نواحى اردبيل و خلخال را مغشوش مىكند و خون رعيت را مانند سيل جارى مىدارد . چند اكراد عثمانى متجاوز حدود مشغول قتل و غارت مىشوند و دست به ناموس پردگيان ملت دراز مىكنند . ملت ايران خواست از قيد ذلت و اسارت و فشار دويست ساله برهد و خود را جز ملل حيه قرار داده حقوق مشروعهء خود را محفوظ دارد و دولت قويم قديم خود را از تحت اوامر و نواحى همسايگان جنوب و شمال درآورد . به اضلالات فوق چنان مشغول شدند كه مصائب ديرينهء خود را فراموش كردند ، يك سال تمام است كه امنيت جان و مال در ايران به كلى مفقود شده ؛ مقصود از اين تشبثات هم اين بوده و هست كه ملت از اين گرفتارىها خسته شده دوباره گردن به زنجير استبداد نهد .
هيهات ، هيهات ! اين خيال بسى خام و فاسد است . هرچند ملت در ظرف اين يك سال از حسن توجه و رعيتپرورى شما مستبدين اندك رمقى را دارا بود ، ولى به خوبى مىدانند كه در سايهء اين اقدامات غيورانه چه مقاماتى را دارا خواهند شد .
فلهذا اين گرفتارىهاى موقتى را وقع نمىنهند . اعلىحضرت هم خوب است قدرى به مقتضيات عصر آشنا شده از اين اقدامات - كه جز ندامت سودى عايد نخواهد شد - مستبدين را باز دارند . حبس و تبعيد جناب ناصر الملك و تقريب امثال امير بهادر - كه مسلمانى را به حنا بستن ريش مىدانند - گروهى را مىخنداند و جمعى را مىگرياند ، طفل شيرخواره را به تعجب مىدارد . دوست
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 717
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٧١٧