معاهدهء شوم تركمانچاى بست . محمد شاه تمام افغانستان را داد ، نتيجهء معاهدهء شوم پاريس شد . ناصر الدين شاه قطعهء بلوچستان و تمام كوه فيروز را بخشيد تا نوبت به خودش رسيد . همتش بلندتر بود ، به همت بلندش گران بود كه كمكم بدهد ، خواستند كه كليهء ايران را ببخشد و خود را در ميان سلاطين بلندآوا و صاحب غيرت و حميت كند در اين دم « دست غيب آمد و بر سينهء نامحرم زد » .
ناگاه ، از هژبران نادر صولت و ضرغامان اسماعيل غيرت ، اعنى حضرات سپهدار اعظم محمد ولى خان و سردار اسعد را غيرت ايرانيت دامنگير گشته ، علم نصرت برافراشته ، آب رفته را به جوى بازآورده ، وطن مقدس و عزيز را از چنگ گرگان مردمخوار و دشمنان داخله و خارجه باز رهانيدند و اين فتح نمايان را نبايد به فتوحات شاه اسماعيل و نادر قياس نمود ، بسيار از آنها بالاتر و والاتر است ؛ اين فتح و نصرت را بايد از دانشمندان اوروپ پرسيد كه بىمقدمه و تدارك و بىنقشه در مدت سه روز در مقابل سى هزار لشكر مستعد و يك كرور آلات و ادوات ناريه ، بلكه شاه تمام اردوى قفقازيه را هم حامى خود مىدانست و سرداران ملى همچنان مىدانستند ، با وجود اين ، اول شرط دولتخواهى كه فقط نصايح خردمندانه و دولتخواهانه به جا آورده و راه سلامت نشان دادند ، جواب همه ناصواب و دسايس و بىثباتى ديدند . بالاخره طاقت سرداران طاق گشته ، خونهاى قزلباشى به جوش آمده به پايتخت هجوم كرده شجاعت و كرامتى به خرج دادند و چنان نجابت و تمدن ايرانيه به ظهور آوردند كه انگشت حيرت تمام ملل در دندان و عموم وقايعنگاران آفرينخوان شدند ، پياده را بر سواره زده فرزين برداشته شاه را مات ساختند ، وزير زشت تدبير را رخ زرد نمودند ، نام نامى خود را در تاريخ ايران بلندآوا كردند . صحايف تواريخ را به اين رشادت شايان و فتح نمايان زيب و زينت دادند .
نمىدانم ملت نجيبهء ايران در پاداش چنين خدمت مجاهدان ، به چه زبان ثناخوان و تشكركنان خواهند شد كه هرچه بگويند و هرچه كنند از هزار يكى به عمل نمىآيد ! لكن بندهء نگارنده عرض مىكنم كه مجاهدين غيور مردمى و مردانگى خود - كه فقط حفظ نواميس اسلام و حب وطن عزيز و وقايهء عرض و ناموس برادران و خواهران خويش بود - به جا آورند كه فريضه ذمهء عموم مسلمين بود ، لكن پارهاى بىغيرتان بىايمان مىخواستند كه وطن مقدس كه رشك گلستان ارم بود ، مأواى جغد و آشيان زاغ نمايند ، مسجد و منبر را تبديل به دير و كليسا كنند و دختران وطن كه خواهران ايشان بودند همخوابهء سالدات شوند كه غيرت الله به جوش آمده رگ حميت مجاهدين فى سبيل الله حركت كرده خاك ايران را از وجود خبيث بىغيرتان پاك ساختند - « فقطع
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 714
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٧١٤